برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

Do without

/du wɪˈθaʊt/ /duː wɪˈðaʊt/

بی نیاز بودن از، (بدون چیزی) توانستن

واژه Do without در جمله های نمونه

1. In her work she cannot do without a computer.
[ترجمه ترگمان]در کارش بدون یک کامپیوتر نمی‌تواند این کار را بکند
[ترجمه گوگل]در کار او نمی تواند بدون کامپیوتر کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We can't do without the help of your organisation.
[ترجمه ترگمان]ما بدون کمک سازمان شما نمی‌توانیم انجام دهیم
[ترجمه گوگل]ما نمی توانیم بدون کمک سازمان شما انجام دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I can do without your advice.
[ترجمه ترگمان]بدون توصیه شما می‌توانم این کار را بکنم
[ترجمه گوگل]من می توانم بدون توصیه شما انجام دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do what I tell you to do without complaining.
[ترجمه ترگمان]کاری رو بکن که بهت میگم بدون شکایت کردن چیکار کنی
[ترجمه گوگل]انجام آنچه من به شما می گویم بدون شک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Do without به انگلیسی

do without
• manage without, give up on, get along lacking

Do without را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

marin
کنار آمدن با شرایط، بدون داشتنِ...
minaz
صرف نظر کردن
علیرضا
تنهایی انجام دادن
Mobina
به تنهایی تمام کردن
Ana. Sh
بدون کسی/چیزی زندگی رو گذراندن
Jalil
بدون چیزی سرکردن
Jalil
بدون چیزی سرکردن
ارسلان
بدون چیزی کاری را انجام دادن
بهار ابراهیمی
بدون چیزی کار یا زندگی کردن
Exp: we do without car
tt taha
it means that you do sth with no helps sand be succesful in it
در کاری بدون نیاز و کمک کسی موفق شدن و یا ان را انجام دادن
ex=we dont have milk to add it..so you gotta do without

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی do without

کلمه : do without
املای فارسی : دو ویتوت
اشتباه تایپی : یخ صهفاخعف
عکس do without : در گوگل

آیا معنی Do without مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )