برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1570 100 1
شبکه مترجمین ایران

Diverting

/daɪˈvɝːtɪŋ/ /daɪˈvɜːtɪŋ/

سرگرم کننده، مفرح، لشت انگیز، لشت آور، تفریح امیز، منحرف کننده

واژه Diverting در جمله های نمونه

1. that book was very diverting
آن کتاب خیلی سرگرم کننده بود.

2. Environmentalists say that diverting water from the river will lower the water table and dry out wells.
[ترجمه ترگمان]متخصصان محیط‌زیست می‌گویند که منحرف کردن آب از این رودخانه میز آب را کاهش خواهد داد و چاه‌های خشک را خشک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]محیط زیست می گوید که انتقال آب از رودخانه، سطح آب را کاهش می دهد و چاه ها را خشک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was accused of diverting some of the firm's money into his own pocket.
[ترجمه ترگمان]او متهم شد که مقداری از پول‌های شرکت را به جیب خودش اختصاص داد
[ترجمه گوگل]او متهم به جابجایی برخی از پول شرکت در جیب خود بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's a marvellous game for diverting restless children on long car journeys.
[ترجمه ترگمان]بازی marvellous برای سرگرمی بچه‌های بی‌قرار در سفره‌ای طولانی است
[ترجمه گوگل]این یک بازی فوق العاده برای هدایت بچه های بی قرار در سفرهای طولانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه Diverting به انگلیسی

diverting
• amusing, entertaining; distracting, redirecting, deflecting

Diverting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflowe

enjoyable
pleasing
pleasant
pleasurable
delightful


entertaining
amusing
Fun

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی diverting

کلمه : diverting
املای فارسی : دیورتینگ
اشتباه تایپی : یهرثقفهدل
عکس diverting : در گوگل

آیا معنی Diverting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )