برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

Deeds

واژه Deeds در جمله های نمونه

1. deeds issuing from such thoughts
اعمالی که از این اندیشه‌ها ناشی می‌شود

2. deeds that are in the gray area between legal and illegal
اعمالی که در مرز بین قانونی و غیر قانونی بودن قرار دارند

3. deeds that led to his denigration
اعمالی که به روسیاهی او منجر شد.

4. deeds that reflect honor on him
اعمالی که برای او شرف و آبرو می‌آورد

5. his deeds contrasted with his words
رفتار او با حرفهایش تضاد داشت.

6. his deeds lent dignity both to he himself and his family
اعمال او خود و خانواده‌اش را نیک‌نام کرد.

7. his deeds raised doubts about his honesty
اعمالش موجب به وجود آمدن شک درباره‌ی صداقت او شد.

8. his deeds soiled his family's name
اعمال او نام خانواده‌اش را ننگین کرد.

9. his deeds were not consistent with his words
کردار او با گفتارش جور در نمی‌آمد (تناقض داشت).

10. ill deeds
اعمال بد

11. iniquitous deeds
اعمال شرارت‌آمیز

12. opprobrious deeds
اعمال ننگین

13. pious deeds such as fasting and ...

معنی عبارات مرتبط با Deeds به فارسی

کردار زشت یا شریرانه

معنی کلمه Deeds به انگلیسی

good deeds
• actions which help others
lack of deeds
• lack of action
poor in deeds
• doesn't do much, has not accomplished a lot

Deeds را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Deeds مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )