برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1626 100 1
شبکه مترجمین ایران

Dairy

/ˈderi/ /ˈdeəri/

معنی: لبنیاتی، شیر بندی
معانی دیگر: لبنیات، شیرفرورد، شیری، (اتاق یا ساختمانی که در آن شیر نگهداری می شود و پنیر و کره و غیره می سازند) کارخانه ی شیر پاستوریزه، کارخانه ی لبنیات سازی، رجوع شود به: dairy farm، مغازه ی لبنیات فروشی، دکان لبنیاتی، قسمتی از مزرعه که لبنیات تهیه میکند

بررسی کلمه Dairy

اسم ( noun )
حالات: dairies
(1) تعریف: a place of business or a building where milk is stored and milk products such as butter and cheese are made.

(2) تعریف: a business that makes, processes, and sells milk products.

(3) تعریف: a farm chiefly devoted to milk production; dairy farm.
صفت ( adjective )
• : تعریف: made from milk or having to do with milk products.

- They sell milk, butter, and other dairy products.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها شیر، کره و دیگر محصولات لبنی را می‌فروشند
[ترجمه گوگل] آنها شیر، کره و سایر محصولات لبنی را به فروش می رسانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Dairy در جمله های نمونه

1. dairy products
محصولات لبنیاتی،شیرفروردگان

2. a dairy farm
پروردگاه لبنیات

3. We have both dairy and beef cattle on the farm.
[ترجمه ترگمان]ما هر دو شیر گاو و گوشت گاو را در مزرعه داریم
[ترجمه گوگل]ما هر دو گاو شیری و گوشتی در مزرعه داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A dairy cow needs to produce a calf each year.
[ترجمه ترگمان]یک گاو شیرده باید هر ساله یک گوساله تولید کند
[ترجمه گوگل]گاو شیری هر سال باید یک گوساله تولید کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The farm has both beef and dairy cattle.
[ترجمه پرویز ناظمی] مزرعه هم گاو گوشتی و هم گاو شیر ده دارد|
[ترجمه ترگمان]مزرعه هر دو گاو و گاو شیرده دارد
[ترجمه گوگل]مزرعه هر دو گاو گوشت گاو و لبنیات است
[ترجمه شما] ترجمه صحی ...

مترادف Dairy

لبنیاتی (اسم)
creamery , dairy
شیر بندی (اسم)
dairy

معنی عبارات مرتبط با Dairy به فارسی

احشام لبنیاتی
گاوهای شیرده، دام های شیری، احشام لبنیاتی
مزرعه ی گاوداری (به منظور تولید شیر)، گاوپرورگاه، مزرعه یا کارخانه لبنیات سازی جای عمل اوردن محصولات شیری درده یامزرعه، شیرخانه

معنی Dairy در دیکشنری تخصصی

dairy
[علوم دامی] شیری
[علوم دامی] نژاد های شیری گاو
[علوم دامی] گاو شیری ؛ هر گروه از نژادهای گاوهای شیری اعم از ماده گاو ، گاو نر ، گوساله .
[علوم دامی] ویژگی شیری
[علوم دامی] ماده گاو نژاد شیری اعم از اینکه شیرده باشد یا نه .
[علوم دامی] گوساله نر اخته شده نژاد شیری .
[علوم دامی] تیپ شیری ؛ مجموعه ویژگیهای ظاهری مورد پسند در یک دام نژاد شیری .

معنی کلمه Dairy به انگلیسی

dairy
• dairy farm; store that sells milk products
• containing milk; of or pertaining to milk or milk products; producing milk; regarding foods in jewish dietary law
• a dairy is a company that sells milk, butter, and cheese.
• on a farm, a dairy is a building where milk is kept or cream, butter, and cheese are made.
• dairy products are foods made from milk, for example butter and cheese.
• dairy also refers to the use of cattle to produce milk rather than meat.
dairy cattle
• cows that are raised to produce milk
dairy dishes
• food containing milk or cheese products
dairy farm
• farm where milk is produced, farm that produces dairy products
dairy farmer
• farmer who runs a dairy farm, farmer that tends milk cows; person who works in a dairy
dairy farming
• business of raising cows to produce dairy products (milk, cheese, etc.)
dairy ice cream
• sweet frozen dessert containing cream or butterfat
dairy industry
• manufacturing of food produced from milk or milk products
dairy lunch
• restaurant that only serves dairy meals
dairy produce
• products produced by cows (milk, cheese, etc.)
dairy product
• milk product
dairy products
• milk products
dairy restaurant
• restaurant which has a dairy based menu and does not serve meat
dairy stock
• livestock that produces milk
koshe ...

Dairy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعيد
ليست كارهاي روزانه
..
A dairy is a notebook in witch you write what happens to you every day.
...
دفترچه ای که اتفاقات روزانه را در آن یادداشت می کنید
P
نوشتن اتفاقات روزمره
f.
لبنیات
قلی زاد
لبنیاتی
Tiffany
خاطرات روزانه
raha
dairy به معنی لبنیاتی، دفترچه ای که خاطرات روزانه رو می‌نویسند diary هست. به املای این دو کلمه توجه کنید که با هم فرق می کنند. اکثریت اشتباه گرفتند این کلمه رو.
مینا
شیرده: a dairy cow یک گاو شیرده
Yasha.d81
دفترچه یادداشت، دفترچه خاطرات، لبنیات
Dairy products =محصولات لبنی
Mohamad daichi
دوستان diary دفترچه خاطرات dairy لبنیات
Amy
لبنیات 😊♥️
Khatere
دفترچه خاطرات
توحيد
هوالعلیم

Dairy: فراورده هائی که ازشیر بدست می آید؛ لبنیات

Diary : دفترچه خاطرات روزانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی dairy

کلمه : dairy
املای فارسی : دیری
اشتباه تایپی : یشهقغ
عکس dairy : در گوگل

آیا معنی Dairy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )