برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

Dad

/ˈdæd/ /dæd/

معنی: پدر، بابا، آقاجان، پاپا
معانی دیگر: (عامیانه) پدر، در زبان کودکانه بابا، باباجان، اقاجان

بررسی کلمه Dad

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) father.
مشابه: father, pop

- Is your dad at home?
[ترجمه ehaaa...] پدرت در خانه است؟
|
[ترجمه Mq quin] آیا پدرت خانه است؟
|
[ترجمه ترگمان] بابات خونه ست؟
[ترجمه گوگل] آیا پدرت در خانه است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Dad در جمله های نمونه

1. dad would have tanned my hide if he had found out that i was in love
اگر پدرم فهمیده بود که عاشق هستم دمار از روزگارم در آورده بود.

2. my dad used to whistle when he shaved
پدرم معمولا هنگام ریش‌تراشی سوت می‌زد.

3. my dad was battling for his life
پدرم برای جان خود تقلا می‌کرد (با مرگ دست به گریبان بود).

4. your dad is a nice dude
پدرت مرد خوبیه.

5. he had a tough time selling his dad on the idea
قبولاندن آن عقیده به پدرش دشوار بود.

6. Dad started going bald when he was in his thirties.
[ترجمه ترگمان]بابا وقتی سی و سی سالش بود شروع به کچل شدن کرد
[ترجمه گوگل]پدر زمانی که او در سی سالگی بود، شروع به قاپیدن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. My dad spent $500 on a new coat and my mom had a cow.
[ترجمه ترگمان]بابام ۵۰۰ دلار خرج لباس نو کرده بود و مامانم هم یه گاو داشت
[ترجمه گوگل]پدرم 500 دلار به یک کت جدید پرداخت و مادر من گاو داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Dad and I had a good laugh over it.
...

مترادف Dad

پدر (اسم)
abba , father , dad , sire , pater , baba
بابا (اسم)
father , dad , baba , pal , daddy , pa , papa , grandpa
آقاجان (اسم)
dad , papa
پاپا (اسم)
dad , pa , papa

معنی کلمه Dad به انگلیسی

dad
• father, papa
• your dad is your father; an informal word.
dad blamed
• (informal) darned, damned; euphemism used to express surprise or moderate annoyance
gran dad
• grandfather (informal)
nascar dad
• white working-class father who focuses more on moral standards

Dad را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Parand
بابا
sarina
پدر جان / اقاجون
محمد حسین کریمی
پدر ،باباجان،Dadهمانfather است
عبدالخلیل قوطوری

دادا=پدر،بابا ،سرپرست – مِنگ دادِم=پدر من – دادنگ آدی نأمه؟=اسم پدرت چیست؟
درزبان فارسی -بیرون بر از این طفلی ما را برهان ای جان --- ازمنت هر داد و وز غصه ٔ هر دادا( مولوی)
راست بشنو صوفیا بالله ز من --- خواهری داری بصورت به ز من
گر ببینی حسن مهرآرای او --- تو مرا خوانی یقین دادای او. (شاه داعی شیرازی)
Dad=به زبان کودکانه:بابا،آقاجان،پدر
Daddy=خودمانی:پدر،بابا
ارتباط کلمات فارسی،انگلیسی با زبان ترکی - poladabady@blogfa.com
زهرا تقوی
اصلا خوب نیس برنامتون
محمد حسین کریمی
پدر....آقا جان....dad....d همان father است
محمد حسین کریمی
پدر ....بابا.... آقا جان....dad همان father است
نا شناس
پدر
لاله
پدر
Sadra
Dad به معنی بابا و خودمانی است ولی father باادبانه تر و رسمی تر است
مهرسا بابادی
بابا،پدر
فرشتهِ عشق
دَدَ ، بابا ،پدر
You like it very much. Hear the cries and laughter of our future baby boy and draw him with her small hands your moon face for like a dad
خیلی دوست دارید. گریه و خنده های پسر نوزادی آیندمان را بشنوی و با دستان کوچکش به صورت ماهت بکشه بگه دَدَ بابا
فرشتهِ عشق
دَدَ ، بابا ،پدر
You like it very much. Hear the cries and laughter of our future baby boy and draw with her small hands to moon face you
And he says Dad
خیلی دوست دارید. گریه و خنده های پسر نوزادی آیندمان را بشنوی و با دستان کوچکش به صورت ماهت بكشه و بگه دَدَ بابا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی dad
کلمه : dad
املای فارسی : داد
اشتباه تایپی : یشی
عکس dad : در گوگل

آیا معنی Dad مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )