به کسی سخت نگرفتن
کمی مهلت یا بخشش دادن
در قضاوت یا انتظار، ملایم تر رفتار کردن
مثال ها:
Cut her some slack—she’s new here.
بهش سخت نگیر، اون جدیده.
You should cut yourself some slack. You’re doing your best.
... [مشاهده متن کامل]
به خودت سخت نگیر؛ داری تمام تلاشتو می کنی.
The teacher cut him some slack because he was sick.
چون مریض بود، معلم کمی باهاش راه اومد.
کمی مهلت یا بخشش دادن
در قضاوت یا انتظار، ملایم تر رفتار کردن
مثال ها:
بهش سخت نگیر، اون جدیده.
... [مشاهده متن کامل]
به خودت سخت نگیر؛ داری تمام تلاشتو می کنی.
چون مریض بود، معلم کمی باهاش راه اومد.
امان دادن
سهل گرفتن
مراعات کسی کردن
به کسی سخت نگرفتن
سهل گرفتن
مراعات کسی کردن
به کسی سخت نگرفتن
یکم کوتاه بیا - یکم باهاش راه بیا
تخفیف قائل شدن برای کسی
گیر ندادن به کسی
مراعات کسی رو نکردن
مراعات کسی رو نکردن
وقتی طناب یا بادبان سفت بسته شده باشه . تحت فشاره . بنابراین شلش می کنیم .
میگه به طرف سخت نگیر . شلش کن . ازش ایراد نگیر
میگه به طرف سخت نگیر . شلش کن . ازش ایراد نگیر
اَندرو دوباره دیر کرد. بهش زمان بده یا بهش فرصت بده ، زنش تازه زایمان کرده.
@لَنگویچ
دست از سرم بردار، به کم راحتم بذار.
به کسی سخت نگرفتن
to be less critical of sb and not get angry if he/she makes mistakes
دست کسی رو باز بزاری
تعریف انگلیسی:don't be so criticalکه به فارسی میتونیم بگیم انقدر سخت نگیر یا یکم کم توقع باش.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)