🔸 تعریف ها:
1. ( توصیفی/فیزیکی – اصلی ) : بریدن کامل سر از بدن، به گونه ای که برش کاملاً تمیز و کامل باشد و هیچ نسجی به هم متصل نماند. این عبارت اغلب در داستان ها، فیلم های تاریخی یا توصیف صحنه های خشن استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: The executioner swung the axe and cut his head clean off in one blow.
جلاد تبر را چرخاند و با یک ضربه سرش را از تن جدا کرد.
2. ( محاوره/اغراق – استعاری ) : در زبان عامیانه و طنز، برای توصیف شکست کامل یا برتری مطلق در یک رقابت یا مسابقه به کار می رود.
مثال: Our team cut their heads clean off with a 10 - 0 victory.
تیم ما با پیروزی ۱۰ بر صفر، نشان داد چه غلطی می تواند بکند ( کاملاً بر آنها برتری یافت ) .
3. ( تأکیدی – در توصیف ) : کلمه "clean" در این عبارت برای تأکید بر کامل بودن عمل برش و عدم وجود هرگونه اتصال باقی مانده استفاده می شود. این کاربرد "clean" در عبارات دیگری مانند "cut clean through" ( کاملاً بریدن ) و "break clean off" ( کاملاً شکستن ) نیز دیده می شود.
1. ( توصیفی/فیزیکی – اصلی ) : بریدن کامل سر از بدن، به گونه ای که برش کاملاً تمیز و کامل باشد و هیچ نسجی به هم متصل نماند. این عبارت اغلب در داستان ها، فیلم های تاریخی یا توصیف صحنه های خشن استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
مثال: The executioner swung the axe and cut his head clean off in one blow.
جلاد تبر را چرخاند و با یک ضربه سرش را از تن جدا کرد.
2. ( محاوره/اغراق – استعاری ) : در زبان عامیانه و طنز، برای توصیف شکست کامل یا برتری مطلق در یک رقابت یا مسابقه به کار می رود.
مثال: Our team cut their heads clean off with a 10 - 0 victory.
تیم ما با پیروزی ۱۰ بر صفر، نشان داد چه غلطی می تواند بکند ( کاملاً بر آنها برتری یافت ) .
3. ( تأکیدی – در توصیف ) : کلمه "clean" در این عبارت برای تأکید بر کامل بودن عمل برش و عدم وجود هرگونه اتصال باقی مانده استفاده می شود. این کاربرد "clean" در عبارات دیگری مانند "cut clean through" ( کاملاً بریدن ) و "break clean off" ( کاملاً شکستن ) نیز دیده می شود.