کم کردن مصرف چیزی
کاهش دادن مصرف چیزی
کاهش دادن مصرف چیزی
کم کردن از
کمتر کردن انجام یک کاری که معمولا برای سلامتی مضر می باشد
I am trying to cut down on salt.
کمتر استفاده کردن.
مثلا عادت داری نوشابه زیاد بخوری، سعی میکنی کمتر بخوری
مثلا عادت داری نوشابه زیاد بخوری، سعی میکنی کمتر بخوری