این عبارت معمولاً به صورت "Cut bait" یا در ترکیب کامل "Fish or cut bait" استفاده می شود.
معنای آن این است که باید تصمیم قاطعانه بگیرید و یا کار را انجام دهید و یا آن را رها کنید؛ دیگر نمی توانید معطل بمانید یا دست وپا زنید.
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
۱. We have been discussing this plan for months; it is time to fish or cut bait.
ما ماه هاست که در مورد این طرح بحث می کنیم؛ زمان آن رسیده که یا کار را انجام دهیم و یا کلاً بیخیال شویم.
۲. If you are not serious about this relationship, you should cut bait instead of wasting her time.
اگر در مورد این رابطه جدی نیستی، به جای هدر دادن وقت او، باید رابطه را قطع کنی.
۳. The investors told the company to fish or cut bait regarding the new project.
سرمایه گذاران به شرکت گفتند که در مورد پروژه جدید، یا تصمیم به اجرا بگیرند و یا آن را کنار بگذارند.
معنای آن این است که باید تصمیم قاطعانه بگیرید و یا کار را انجام دهید و یا آن را رها کنید؛ دیگر نمی توانید معطل بمانید یا دست وپا زنید.
... [مشاهده متن کامل]
مثال؛
ما ماه هاست که در مورد این طرح بحث می کنیم؛ زمان آن رسیده که یا کار را انجام دهیم و یا کلاً بیخیال شویم.
اگر در مورد این رابطه جدی نیستی، به جای هدر دادن وقت او، باید رابطه را قطع کنی.
سرمایه گذاران به شرکت گفتند که در مورد پروژه جدید، یا تصمیم به اجرا بگیرند و یا آن را کنار بگذارند.