نکته مهم
عبارت رایج تر و طبیعی تر keep a low profile است؛ یعنی �کمتر جلب توجه کردن / در حاشیه ماندن�.
cut a low profile هم استفاده می شود، اما کمتر از keep a low profile رایج است.
🔹 keep a low profile → در حاشیه ماندن، جلب توجه نکردن
... [مشاهده متن کامل]
🔹 maintain a low profile → همچنان کم حاشیه و دور از توجه ماندن
🔹 cut a low profile → عملا همان مفهوم، با تاکید بیشتر بر پیش گرفتن این رویکرد.
عبارت رایج تر و طبیعی تر keep a low profile است؛ یعنی �کمتر جلب توجه کردن / در حاشیه ماندن�.
cut a low profile هم استفاده می شود، اما کمتر از keep a low profile رایج است.
🔹 keep a low profile → در حاشیه ماندن، جلب توجه نکردن
... [مشاهده متن کامل]
🔹 maintain a low profile → همچنان کم حاشیه و دور از توجه ماندن
🔹 cut a low profile → عملا همان مفهوم، با تاکید بیشتر بر پیش گرفتن این رویکرد.
معادل فارسی:
کمتر جلب توجه کردن
بی سروصدا و دور از چشم ماندن
سعی کردن زیاد دیده نشدن
در حاشیه ماندن
مثال:
After the scandal, the politician decided to cut a low profile.
پس از آن رسوایی، آن سیاستمدار تصمیم گرفت کمتر جلب توجه کند و مدتی در حاشیه بماند.
... [مشاهده متن کامل]
I've been cutting a low profile lately and avoiding social media.
این اواخر کمتر خودم را مطرح کرده ام و از شبکه های اجتماعی دوری کرده ام.
He kept a low profile during the investigation.
او در طول تحقیقات بی سروصدا و دور از چشم ماند.
کمتر جلب توجه کردن
بی سروصدا و دور از چشم ماندن
سعی کردن زیاد دیده نشدن
در حاشیه ماندن
مثال:
پس از آن رسوایی، آن سیاستمدار تصمیم گرفت کمتر جلب توجه کند و مدتی در حاشیه بماند.
... [مشاهده متن کامل]
این اواخر کمتر خودم را مطرح کرده ام و از شبکه های اجتماعی دوری کرده ام.
او در طول تحقیقات بی سروصدا و دور از چشم ماند.