cut a lonely figure

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی
- چهره ای تنها داشتن
- تصویری غمگین و منزوی نشان دادن
- به نظر تنها آمدن
- در محاوره: تنها و بی کس به نظر رسیدن
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( ادبی – اصلی ) :** توصیف فردی که در ظاهر یا رفتار، تنهایی و انزوا را به نمایش می گذارد.
...
[مشاهده متن کامل]

- مثال: *He cut a lonely figure on the stage. *
او روی صحنه چهره ای تنها و غمگین داشت
2. ** ( استعاری – عمومی ) :** نشان دادن حالت انزوا، بی پناهی یا غمگینی در یک موقعیت اجتماعی یا عمومی.
- - -
## 🔸 مترادف ها
look lonely – appear isolated – seem forlorn – stand alone
- - -
## 🔸 مثال ها
- *She cut a lonely figure walking down the empty street. *
او در حال قدم زدن در خیابان خالی، چهره ای تنها داشت
- *The old man cut a lonely figure at the bus stop. *
پیرمرد در ایستگاه اتوبوس چهره ای تنها داشت
- *After the defeat, the captain cut a lonely figure on the field. *
پس از شکست، کاپیتان در زمین چهره ای تنها داشت

در چشم دیگران تنها بودن