🔸 معادل فارسی:
• با کسی به توافق رسیدن
• با کسی معامله کردن
• با کسی کنار اومدن ( در مذاکره )
• با کسی دست به یکی کردن ( در بافت غیررسمی )
🔸 مثال ها:
• “The company cut a deal with the suppliers. ”
... [مشاهده متن کامل]
شرکت با تأمین کننده ها به توافق رسید.
• “He cut a deal with the prosecutor to get a lighter sentence. ”
با دادستان معامله کرد تا مجازات سبک تری بگیره.
• “They cut a deal with the landlord to lower the rent. ”
با صاحب خونه به توافق رسیدن که اجاره رو کم کنه.
• “Can we cut a deal?”
می تونیم یه معامله بکنیم؟
🔸 عبارات مشابه:
• Make a deal with — رسمی تر و عمومی تر
• Strike a deal with — کمی رسمی تر
• Cut a deal — غیررسمی تر و محاوره ای تر
• با کسی به توافق رسیدن
• با کسی معامله کردن
• با کسی کنار اومدن ( در مذاکره )
• با کسی دست به یکی کردن ( در بافت غیررسمی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
شرکت با تأمین کننده ها به توافق رسید.
با دادستان معامله کرد تا مجازات سبک تری بگیره.
با صاحب خونه به توافق رسیدن که اجاره رو کم کنه.
می تونیم یه معامله بکنیم؟
🔸 عبارات مشابه:
• Make a deal with — رسمی تر و عمومی تر
• Strike a deal with — کمی رسمی تر
• Cut a deal — غیررسمی تر و محاوره ای تر