cushy job

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• شغل راحت / شغل بی دردسر
• ( در کاربرد غیررسمی ) شغلی که با کمترین فشار و تلاش، مزایا و درآمد خوبی دارد
• ( در کاربرد طنز ) موقعیت شغلی که نیاز به کار سخت ندارد
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

He left his stressful job for a cushy job as a consultant.
او شغل پراسترس خود را برای یک شغل راحت به عنوان مشاور ترک کرد.
She found a cushy job that pays well and requires only a few hours of work.
او یک شغل راحت پیدا کرد که حقوق خوبی دارد و فقط به چند ساعت کار نیاز دارد.
Many people dream of a cushy job in a big company.
بسیاری از مردم رویای یک شغل راحت در یک شرکت بزرگ را دارند.