cursor

/ˈkɜːrsər//ˈkɜːsə/

معنی: مکان نما
معانی دیگر: (روی صفحه ی کامپیوتر) جانما
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a movable lighted marker on a computer terminal screen that indicates where data can be inserted.

جمله های نمونه

1. Move your cursor to the top of the screen.
[ترجمه ترگمان]کرسر خود را به بالای صفحه حرکت دهید
[ترجمه گوگل]نشانگر خود را به بالای صفحه حرکت دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Position the cursor before the letter you want to delete.
[ترجمه ترگمان]مکان نما را قبل از نامه ای که می خواهید حذف کنید قرار دهید
[ترجمه گوگل]مکان نما را قبل از نامه ای که می خواهید حذف کنید قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can move the cursor by using the mouse.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید با استفاده از ماوس مکان نما را حرکت دهید
[ترجمه گوگل]شما می توانید مکان نما را با استفاده از ماوس حرکت دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Move the cursor around the screen with the mouse.
[ترجمه ترگمان]مکان نما را در اطراف صفحه نمایش دهید
[ترجمه گوگل]با استفاده از ماوس، مکان نما را در اطراف صفحه حرکت دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Place the cursor to the left of the first word.
[ترجمه ترگمان]کرسر را روی چپ کلمه اول قرار دهید
[ترجمه گوگل]مکان نما را به سمت چپ کلمه اول قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Move the cursor to where it says 'New File' and press enter.
[ترجمه ترگمان]کرسر را به سمت جایی حرکت دهید که نوشته شده و مطبوعات وارد آن شوند
[ترجمه گوگل]حرکت مکان نما را به جایی که آن را 'فایل جدید' می گویند و دکمه را وارد کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The cursor is positioned on the first input field of the page.
[ترجمه ترگمان]مکان نما روی اولین قسمت ورودی صفحه قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]مکان نما در قسمت ورودی اول صفحه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Use the arrow keys to move the cursor.
[ترجمه ترگمان]از کلیدهای فلش برای انتقال مکان نما استفاده کنید
[ترجمه گوگل]برای حرکت دادن مکان نما با استفاده از کلیدهای جهت دار
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Use the cursor to highlight the name of the document you want to print.
[ترجمه ترگمان]از مکان نما برای برجسته کردن نام سندی که می خواهید چاپ کنید استفاده کنید
[ترجمه گوگل]از نشانگر برای برجسته کردن نام سند مورد نظر برای چاپ استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. You can move the cursor either by using the mouse or by using the arrow keys on the keyboard.
[ترجمه ترگمان]شما می توانید کرسر را با استفاده از ماوس یا با استفاده از کلیدهای فلش روی صفحه کلید حرکت دهید
[ترجمه گوگل]شما می توانید با استفاده از ماوس یا با استفاده از کلیدهای جهت دار در صفحه کلید مکان نما را حرکت دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Position the cursor where you want to insert a word.
[ترجمه ترگمان]موقعیت مکان نما را در جایی قرار دهید که می خواهید یک کلمه را وارد کنید
[ترجمه گوگل]مکان نما را در جایی که می خواهید یک کلمه بگذارید قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Move the cursor to a blank area of the screen and double click with the mouse.
[ترجمه ترگمان]کرسر را روی قسمت خالی صفحه حرکت دهید و دوبار با ماوس کلیک کنید
[ترجمه گوگل]مکان نما را به یک قسمت خالی از صفحه حرکت دهید و دوبار با موس کلیک کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But if you place the cursor on a word, double-clicking the mouse highlights that word.
[ترجمه ترگمان]اما اگر مکان نما روی یک کلمه قرار دهید، کلیک کردن دو برابر ماوس آن کلمه را برجسته می کند
[ترجمه گوگل]اما اگر مکان را بر روی یک کلمه قرار دهید، دوبار کلیک بر روی موس آن کلمه را برجسته می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You read the text by placing a hand-shaped cursor on to the document window.
[ترجمه ترگمان]شما متن را با قرار دادن یک مکان نمای دست به شکل روی پنجره سند می خوانید
[ترجمه گوگل]با قرار دادن یک مکان نما دست به سمت پنجره سند، متن را بخوانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Place the cursor at the start of the paragraph immediately to the left of the first letter.
[ترجمه ترگمان]کرسر را در ابتدای پاراگراف به سمت چپ اولین حرف قرار دهید
[ترجمه گوگل]مکان نما را در ابتدای پاراگراف بلافاصله به سمت چپ حرف اول قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مکان نما (اسم)
cursor

تخصصی

[عمران و معماری] لغزه
[کامپیوتر] نشانه گر ؛ مکان نما - مکان نما علامتی در ترمینال کامپیوتری که محل نمایش کاراکتر تایپ شده ی بعدی را نشان می دهد . مکان نماها معمولاً به شکل خط تیره یا مستطیل های چشمک زن هستند . بسیاری از کامپیوتر ها کلید های فلش داری برای حرکت دادن مکان نما دارند . فشار این کلید ها مکان نما را به طور افقی یا عمودی حرکت می دهد . این توانایی برای واژه پردازی اساسی است . اگر با کامپیوتری کار می کنید که مجهز به دستگاه ماوس ( موش ) است . می توانید مکان نما را به وسیله ی آن در اطراف صفحه حرکت دهید . مقایسه کنید با mouse pointer insertion point .
[برق و الکترونیک] مکان نما 1. در فن آوری رادار به خط شعاعی درخشانی گفته می شود که به صورت الکترونی روی صفحه نمایش پی پی ال ظاهر می شود. با چرخاندن مکان نما و همراستایی آن با علامت هدف یا جسم، می توان سمت آن را به دقت با توجه به درجه بندی های اطراف نمایشگر تعیین کرد. 2. در فن آوری کامپیوتر، به نشانه زن کوچکی روی صفحه نمایش گفته می شود که محل ورود متن را مشخص می کند. نوعاً به صورت یک خط افقی کوتاه یا جعبه ای که رنگ آن با رنگ زمینه متضد است نمایش داده میشود . به کمک کلیدهای صفحه کلید یا موش می توان مکان نما را به هر موقعیت ددلخواه روی نمایشگر منتقل کرد. - مکان نما
[ریاضیات] نشانگر، لغزه، مکان نما

به انگلیسی

• manually controlled indicator on a computer screen
the cursor is a marker on a computer screen which indicates where anything typed by the user will appear.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیمکان نمامعانی متفرقه(روی صفحه ی کامپیوتر) جانمابررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a movable lighted marker on a computer terminal screen that indicates ...جمله های نمونه1. Move your cursor to the top of the screen. [ترجمه ترگمان] کرسر خود را به بالای صفحه حرکت دهید ...مترادفمکان نما (اسم) cursorبررسی تخصصی[عمران و معماری] لغزه [کامپیوتر] نشانه گر ؛ مکان نما - مکان نما علامتی در ترمینال کامپیوتری که محل ن ...انگلیسی به انگلیسیmanually controlled indicator on a computer screen the cursor is a marker on a computer screen which ...
معنی cursor، مفهوم cursor، تعریف cursor، معرفی cursor، cursor چیست، cursor یعنی چی، cursor یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: cursor blink speed
اشتباه تایپی: زعقسخق
آوا: /کرسر/
عکس cursor : در گوگل
معنی cursor

پیشنهاد کاربران

کرسر، مکان نما، نشانگر
زمانی که ما می خواهیم در کامپیوتر برای انتخاب یک برنامه با حرکت دادن موس روی صفحه نمایش یک فلش کوچک نیز حرکت میکند که به آن cursor می گویند. مکان نما، جانما روی صفحه کامپیوتر
داخل دیتایس وقتی گشت و گذار میکنیم یا به اصطلاح traverse میکنیم روی دیتاهای دیتابیس در هرلحظه هر سطر یک cursor هست و میتونیم روی تمامی سطرها پیمایش کنیم. داخل زبان پایتون هم وقتی اطلاعاتی رو از دیتابیس میخونیم ما به عنوان نتیجه یک cursor آبجکت دریافت میکنیم که میتونیم روش loop بزنیم و اطلاعات رو نمایش بدیم.
مکان نما
!U dont know me
!Dont ever ting
!Ting u know me
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما