curse out

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
"When the driver cut him off, he rolled down his window and cursed the guy out. "
وقتی راننده دیگر جلویش سبقت گرفت، شیشه را پایین کشید و به آن مرد فحش و ناسزا گفت.
"My boss cursed me out in front of everyone for making a mistake. "
...
[مشاهده متن کامل]

رئیسم به خاطر یک اشتباه، جلوی همه به من فحش داد.
"She was so angry that she cursed him out and then stormed out of the room. "
او آنقدر عصبانی بود که به او ناسزا گفت و بعد با عصبانیت از اتاق بیرون رفت.

to say angry and offensive words to ( someone )
عصبانی شدن و فحاشی کردن