کیورِیتِد
🔸 مثال ها:
• "The museum's curated exhibition features rare artifacts from ancient Egypt. "
نمایشگاهِ گزینش شده ی موزه، اشیاءِ نادرِ مصرِ باستان را به نمایش می گذارد.
• "She follows a curated list of podcasts on Spotify, chosen specifically for her interests. "
... [مشاهده متن کامل]
او در اسپاتیفای یک لیستِ پخشِ گزینش شده را دنبال می کند که به طورِ خاص برای علایقِ او انتخاب شده است.
• "The brand is known for its curated collection of minimalist furniture. "
این برند به مجموعه ی گزینش شده ی خود از مبلمانِ مینیمالیستی معروف است.
🔸 مثال ها:
نمایشگاهِ گزینش شده ی موزه، اشیاءِ نادرِ مصرِ باستان را به نمایش می گذارد.
... [مشاهده متن کامل]
او در اسپاتیفای یک لیستِ پخشِ گزینش شده را دنبال می کند که به طورِ خاص برای علایقِ او انتخاب شده است.
این برند به مجموعه ی گزینش شده ی خود از مبلمانِ مینیمالیستی معروف است.
انتخاب شده - گزیده شده
محیط - شرایط محیطی - زمینه انتخاب شده ( رویداد/داستان/فیلم )
... [مشاهده متن کامل]
هماهنگ با معنی آقایان خلج منفرد و عشقی، تبلیغ یک نشریه مرتبط با مسائل آزمایشگاهی:
A curated collection of top articles, Thought Leaders and Insights from Industry
مجموعه ای از مقالات برتر رهبران فکری و بینش هایی از صنعت
مجموعه ای از مقالات برتر رهبران فکری و بینش هایی از صنعت
طبق فرهنگ وبستر:
carefully chosen and thoughtfully organized or presented
انتخاب شده
گزینش
برگزیده
منتخب - گلچین شده
دستیاری - معاونت - اجرا و سرپرستی