culminate

/ˈkəlməˌnet//ˈkʌlmɪneɪt/

معنی: به اوج رسیدن، بحد اکثر ارتفاع رسیدن، بحد اعلی رسیدن
معانی دیگر: به اوج (اوگ) رسیدن یا رساندن، به کمال رسیدن یا رساندن، به فرازینگاه رسیدن، انجامیدن، منجر شدن به
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: culminates, culminating, culminated
• : تعریف: to arrive at a climax or conclusion (usu. fol. by "in").
مشابه: climax, end, peak, result

- The celebration will culminate in fireworks.
[ترجمه موسی] این جشن با آتش بازی به اوج خود خواهد رسید.
|
[ترجمه سینا] آیا زمانی بکار میرود که موضوعی به پیامد ناخوشایند ختم شود ؟
|
[ترجمه ترگمان] جشن در آتش بازی به اوج خود می رسد
[ترجمه گوگل] جشن به آتش بازی می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The long negotiations finally culminated in a treaty.
[ترجمه موسی] مذاکرات طولانی در نهایت به یک معاهده انجامید ( ختم شد ) .
|
[ترجمه ترگمان] مذاکرات طولانی سرانجام در یک پیمان به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل] مذاکرات طولانی در نهایت به یک معاهده منجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The political demonstration culminated in mass arrests.
[ترجمه ترگمان] تظاهرات سیاسی در دستگیری های جمعی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل] تظاهرات سیاسی منجر به دستگیری های دسته جمعی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to bring to a climax or conclusion.
مشابه: cap, climax, complement, crown

- The commencement ceremony was a grand occasion, and a speech by the governor culminated the event.
[ترجمه موسی] مراسم جشن فارغ تحصیلی یک مناسبت باشکوه بود ، و سخنرانی فرماندار منجر به این رویداد شد.
|
[ترجمه ترگمان] مراسم جشن یک مناسبت بزرگ برگزار شد و یک سخنرانی با حاکم بر آن پیشامد
[ترجمه گوگل] مراسم آغاز یک جشن بزرگ بود و یک سخنرانی فرماندار به این رویداد منجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Their summer tour will culminate at a spectacular concert in London.
[ترجمه موسی] تور تابستانی آنها در یک کنسرت دیدنی و جذاب در لندن به اوج خود خواهد رسید.
|
[ترجمه ترگمان]سفر تابستانی آن ها به یک کنسرت تماشایی در لندن منجر خواهد شد
[ترجمه گوگل]تور تابستانی آنها در یک کنسرت تماشایی در لندن به پایان خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This pattern, on eschewing economic matters, was to culminate in the formation of the Nordic Council in 195
[ترجمه ترگمان]این الگو، که از مسائل اقتصادی اجتناب می کرد، در تشکیل شورای شمال اروپا در سال ۱۹۵ به اوج رسید
[ترجمه گوگل]این الگو برای جلوگیری از مسائل اقتصادی، در تشکیل شورای شمالی در سال 195 به دست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Arms races sometimes culminate in extinction, and then a new arms race may begin back at square one.
[ترجمه ترگمان]مسابقات سلاح گاه منجر به انقراض می شوند و سپس یک مسابقه تسلیحاتی جدید ممکن است به میدان اول برگردد
[ترجمه گوگل]مسابقات اسلحه گاهی اوقات منجر به انقراض می شود، و پس از آن، یک مسابقه تسلیحاتی جدید ممکن است در یک مسابقه شروع شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It will culminate Wednesday, the first day that binding letters of intent may be signed.
[ترجمه ترگمان]چهارشنبه، اولین روزی که نامه های اجباری قصد امضا شده، به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]این روز چهارشنبه، اولین روزی است که ممکن است امضاهای متصل به قصد به امضا برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These would culminate in the sitting of a multiple choice paper.
[ترجمه ترگمان]این ها در نشستن یک مقاله انتخاب چندگانه به اوج خود می رسند
[ترجمه گوگل]این ها در نشست یک مقاله چند گزینه ای به پایان می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The season will culminate at the end of March with the start of The China Cup 200yacht race from London to Shanghai.
[ترجمه ترگمان]این فصل در پایان مارس با شروع جام ۲۰۰ تایی جام چین از لندن به شانگهای به پایان خواهد رسید
[ترجمه گوگل]این فصل در پایان ماه مارس با آغاز مسابقه 200 قایق چینی چین از لندن به شانگهای به پایان خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. U. S. economic data this week will culminate with Friday's closely-watched nonfarm payrolls report.
[ترجمه ترگمان]u S داده های اقتصادی این هفته با گزارش دقیق nonfarm payrolls به پایان خواهد رسید
[ترجمه گوگل]اطلاعات اقتصادی U S در این هفته با گزارش کارکنان غیرفارمین نزدیک به روز جمعه به پایان می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Equipment management is discussed as summer load culminate . It is important of backup generators for critical sites during power outage.
[ترجمه ترگمان]مدیریت تجهیزات با رسیدن تابستان به بحث و بررسی قرار می گیرد این مساله از ژنراتورهای پشتیبان برای سایت های بحرانی در طول قطع برق استفاده می کند
[ترجمه گوگل]مدیریت تجهیزات به عنوان تابستان تابستان بحث می شود مهم است که ژنراتورهای پشتیبان برای سایت های مهم در هنگام قطع برق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. These wraparound units culminate in an upswept rear edge, introducing a Saab design theme from the 9-5 range and classic 900 model.
[ترجمه ترگمان]این واحدهای wraparound در لبه عقب upswept به حد خود رسیدند و موضوع طراحی Saab را از محدوده ۹ - ۵ و مدل کلاسیک ۹۰۰ به وجود آوردند
[ترجمه گوگل]این واحدهای wraparound در لبه عقب قرار گرفته اند و یک طرح طراحی Saab از مدل 9-5 و مدل کلاسیک 900 معرفی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The assignments culminate a 15 - to 20 - page final paper of publishable quality in a peer - reviewed journal.
[ترجمه ترگمان]تکالیف، یک مقاله نهایی ۱۵ تا ۲۰ صفحه ای از کیفیت publishable در یک ژورنال مرور شده به همتا را به پایان رساندند
[ترجمه گوگل]تکالیف به یک مقاله نهایی 15 تا 20 صفحه ای از کیفیت قابل انتشار در یک مجله بررسی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This process culminate in the introduction of the single currency by the end of the century.
[ترجمه ترگمان]این فرآیند با معرفی واحد پول واحد تا پایان قرن به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]این فرایند در انتهای قرن به معرفی پول واحد منجر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The celebration of the centenary will culminate with a dinner.
[ترجمه ترگمان]جشن صد سالگی با شام به پایان می رسد
[ترجمه گوگل]جشن سالگرد میلادی با شام به پایان خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Biden said the country's term as chair will culminate in 20with a democratic summit in Ulaanbaatar.
[ترجمه ترگمان]بایدن گفت که دوره این کشور در روز ۲۰ مارس با نشست دموکراتیک در Ulaanbaatar به پایان خواهد رسید
[ترجمه گوگل]بایدن گفت که دوره ریاست جمهوری در 20 اوت با یک نشست دموکراتیک در اوآانبوتار به پایان خواهد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. All his effort culminate in failure.
[ترجمه ترگمان]تمام تلاشش در شکست بود
[ترجمه گوگل]تمام تلاشش به شکست می انجامد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. That could culminate with the England striker place among the substitutes against at St James'Park.
[ترجمه ترگمان]این می تواند با جایگاه مهاجم انگلیس در میان جایگزین ها در پارک سنت جیمز به اوج خود برسد
[ترجمه گوگل]این می تواند با مهاجم انگلیس در میان جایگزینان در مقابل سنت جیمز پارک جایی داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

به اوج رسیدن (فعل)
culminate

بحد اکثر ارتفاع رسیدن (فعل)
culminate

بحد اعلی رسیدن (فعل)
culminate

تخصصی

[زمین شناسی] بهاوج رسیدن، بحد اکثر ارتفاعرسیدن، بحد اعلیرسیدن
[ریاضیات] به اوج رسیدن

به انگلیسی

• climax; end, conclude
if a situation culminates in an event, this event is the end result of the situation.

پیشنهاد کاربران

به پایان رساندن/رسیدن
به اوج رسیدن
Culminate in/with something:
( با چیزی ) به پایان رسیدن، به نقطه انتهایی خود رسیدن
خلاصه شدن در چیزی . .
در نهایت به نقطه ی عطفی ختم شدن
نهایتا ختم شدن به culminate in
نهایتا رسیدن به
come down to=
شکوفا شدن
culminate ( verb ) = منجر شدن، انجامیدن، به نتیجه رسیدن، منتهی شدن، به اوج خود رسیدن، به جایی ختم شدن

Definition = اگر یک رویداد یا یک سری از اتفاقات در چیزی به اوج خود برسد ، با آن پایان می یابد ، تا زمانی که به این مرحله برسد/به عنوان یک نتیجه یا نتیجه نهایی یک روند/ ( در نجوم ) برای قرار گرفتن یک جرم سماوی در بالاترین نقطه ، رسیدن به بیشترین ارتفاع خود/برای رسیدن به قله به صورت فیزیکی ، بالاترین نقطه ، قله و غیره/برای رسیدن به اوج؛ برای رسیدن به نقطه تعیین کننده ( به ویژه به عنوان یک هدف یا یک نتیجه گیری ) /برای نهایی کردن ، به یک نتیجه رسیدن/

culminate in/with something = منتهی شدن، به جایی ختم شدن

examples:
1 - My arguments with the boss got worse and worse, and finally culminated in my resignation.
بحث های من با رئیس بدتر و بدتر شد و در نهایت به استعفای من انجامید ( ختم شد ) .
2 - Their many years of research have finally culminated in a cure for the disease.
تحقیقات چندین ساله آنها سرانجام منجر به درمان این بیماری شد.
3 - Secret negotiations culminated in the historic peace accord.
مذاکرات محرمانه با توافقنامه صلح تاریخی به نتیجه خود رسید.
4 - The discovery culminated many years of research.
این اکتشاف سالها تحقیق را به نتیجه خود رساند.

مترادفها : draw to a close، conclude, terminate
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما