🔸 معادل فارسی
- آموزش متقاطع
- تمرین مکمل
- آموزش چندمهارتی
- در ورزش: تمرین جانبی برای تقویت بدن
- - -
🔸 تعریف ها
1. ** ( ورزشی – اصلی ) :** انجام تمرین های متنوع و متفاوت برای تقویت بخش های مختلف بدن و جلوگیری از آسیب یا خستگی ناشی از تمرین تکراری.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: دونده ای که علاوه بر دویدن، شنا یا دوچرخه سواری هم انجام می دهد.
2. ** ( مدیریتی/کاری – کاربردی ) :** آموزش کارکنان برای انجام وظایف مختلف در بخش های متفاوت سازمان، به جای محدود شدن به یک نقش خاص.
- مثال: کارمندی که هم در بخش فروش و هم در بخش خدمات مشتری آموزش می بیند.
3. ** ( فرهنگی – استعاری ) :** یادگیری مهارت های مکمل برای افزایش انعطاف پذیری و توانایی در زندگی یا حرفه.
- - -
🔸 مترادف ها
multi - train – cross - skill – diversify training – complementary practice
- - -
🔸 مثال ها
- *Runners often cross - train by swimming or cycling. *
دونده ها اغلب با شنا یا دوچرخه سواری تمرین مکمل انجام می دهند.
- *The company decided to cross - train employees to improve flexibility. *
شرکت تصمیم گرفت کارکنان را آموزش چندمهارتی دهد تا انعطاف پذیری افزایش یابد.
- *Cross - training helps prevent burnout and injuries. *
تمرین مکمل به جلوگیری از فرسودگی و آسیب ها کمک می کند.
- آموزش متقاطع
- تمرین مکمل
- آموزش چندمهارتی
- در ورزش: تمرین جانبی برای تقویت بدن
- - -
🔸 تعریف ها
1. ** ( ورزشی – اصلی ) :** انجام تمرین های متنوع و متفاوت برای تقویت بخش های مختلف بدن و جلوگیری از آسیب یا خستگی ناشی از تمرین تکراری.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: دونده ای که علاوه بر دویدن، شنا یا دوچرخه سواری هم انجام می دهد.
2. ** ( مدیریتی/کاری – کاربردی ) :** آموزش کارکنان برای انجام وظایف مختلف در بخش های متفاوت سازمان، به جای محدود شدن به یک نقش خاص.
- مثال: کارمندی که هم در بخش فروش و هم در بخش خدمات مشتری آموزش می بیند.
3. ** ( فرهنگی – استعاری ) :** یادگیری مهارت های مکمل برای افزایش انعطاف پذیری و توانایی در زندگی یا حرفه.
- - -
🔸 مترادف ها
- - -
🔸 مثال ها
دونده ها اغلب با شنا یا دوچرخه سواری تمرین مکمل انجام می دهند.
شرکت تصمیم گرفت کارکنان را آموزش چندمهارتی دهد تا انعطاف پذیری افزایش یابد.
تمرین مکمل به جلوگیری از فرسودگی و آسیب ها کمک می کند.
تمرین مکمل یا تمرین متنوع که علاوه بر ورزش اصلی ات انجام می دهی تا بدن ات متعادل تر شود، قدرت و انعطاف پذیری بیشتری پیدا کنی و از آسیب جلوگیری کنی.
Cross - train means doing different types of exercises or sports besides your main activity to improve overall fitness, prevent injuries, and balance your muscles.
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
کارمندی که در بیش از یک حرفه آزموده شده
مثال: "team members should be cross - trained to do other tasks in addition to their primary responsibilities"
... [مشاهده متن کامل]
کسی که دو یا چند ورزش متفاوت را انجام میدهد تا آمادگی و بازده خود را در ورزش اصلی خود بالا ببرد.
مثال: "he was encouraged by friends to cross - train, further building his endurance through low - impact activities such as swimming and cycling"
منبع: Google
داشتن بیش از یک فعالیت ورزشی ( به منظور حفظ تناسب اندام و یا موفقیت در یک ورزش خاص )