## معنی �Cross the border�
این عبارت به معنای **عبور از مرز** یا **رد شدن از مرز** است.
### کاربردها:
1. **معنای لغوی ( جغرافیایی ) :** حرکت از یک کشور به کشور دیگر از طریق مرز زمینی.
... [مشاهده متن کامل]
- *例: We crossed the border into Turkey. *
- ترجمه: از مرز ترکیه عبور کردیم.
2. **معنای مجازی:** فراتر رفتن از یک محدوده یا مرز مشخص ( مثل مرزهای اخلاقی، قانونی، و غیره ) .
- *例: He crossed the border of acceptable behavior. *
- ترجمه: از حد و مرز رفتار قابل قبول فراتر رفت.
### واژه های کلیدی:
| انگلیسی | فارسی |
| - - - | - - - |
| cross | عبور کردن |
| border | مرز |
این عبارت به معنای **عبور از مرز** یا **رد شدن از مرز** است.
### کاربردها:
1. **معنای لغوی ( جغرافیایی ) :** حرکت از یک کشور به کشور دیگر از طریق مرز زمینی.
... [مشاهده متن کامل]
- *例: We crossed the border into Turkey. *
- ترجمه: از مرز ترکیه عبور کردیم.
2. **معنای مجازی:** فراتر رفتن از یک محدوده یا مرز مشخص ( مثل مرزهای اخلاقی، قانونی، و غیره ) .
- *例: He crossed the border of acceptable behavior. *
- ترجمه: از حد و مرز رفتار قابل قبول فراتر رفت.
### واژه های کلیدی:
| انگلیسی | فارسی |
| - - - | - - - |
| cross | عبور کردن |
| border | مرز |