cross paths

پیشنهاد کاربران

🔸 مترادف ها
run into – bump into – encounter – meet by chance
🔸 مثال ها
I hope we cross paths again someday.
امیدوارم روزی دوباره راه مان به هم بخورد.
We crossed paths at the airport after many years.
...
[مشاهده متن کامل]

بعد از سال ها در فرودگاه سر راه هم قرار گرفتیم.
It was fate that our paths crossed.
این سرنوشت بود که راه های ما را به هم رساند.

با کسی برخورد داشتن
متشکرم
ممنونم عالی
Cross path=come across=stumble across/upon=bump into== happen upon
همه ی این موارد به معنای مواجه شدن و برخوردن هستش
که البته come across به معنی آشنا شدن و ملاقات کردن و هم چنین به نظر رسیدن هم هست که در. این صورت اغلب موارد یه as خم بهش اضافه میشه: he comes across as a timid person
...
[مشاهده متن کامل]

مثالی برای cross paths:
Perhaps we ll have the opportunity to cross paths at some point, good luck for next time

Cross paths= come across
To meet , especially by chance
به پست کسی خوردن، سر راه کسی سبز شدن
یکی رو تصادفی دیدن
To meet someone accidently
to meet someone by chance and not by choice
گذر کسانی به هم افتادن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)