cross grained

/ˈkrɒsˈɡreɪnd//krɒsɡreɪnd/

(چوب) گره دار، پرگره، بد رگه (دارای آوندهای نامنظم)، در مورد چوب دارای رگه های نامنظم دارای رگه های نامنظم ,سرکش ,خودسر

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of lumber, having a grain that runs across or diagonally to the length.

(2) تعریف: (informal) stubborn or hard to deal with.
مشابه: cantankerous, pigheaded

انگلیسی به انگلیسی

• having grain or fibers that run diagonally or in a crisscross formation (said of lumber); (slang) stubborn, difficult to deal with

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی
- رگه دار متقاطع ( در چوب )
- ناسازگار / سرسخت ( در استعاره )
- ناهماهنگ با جریان اصلی
- - -
🔸 تعریف ها
1. ** ( فنی – اصلی ) :** در چوب شناسی، به چوبی گفته می شود که رگه های آن به طور متقاطع یا نامنظم قرار گرفته اند و کار کردن با آن دشوار است.
...
[مشاهده متن کامل]

2. ** ( استعاری – کاربردی ) :** برای توصیف فردی سرسخت، ناسازگار یا مخالف جریان عمومی.
3. ** ( ادبی – استعاری ) :** اشاره به طبیعتی لجوج یا غیرقابل پیش بینی.
- - -
🔸 مترادف ها
contrary – obstinate – irregular - grained – stubborn
- - -
🔸 مثال ها
- *The carpenter found the wood difficult to cut because it was cross - grained. *
نجار بریدن چوب را دشوار یافت چون رگه های آن متقاطع بود.
- *He is a cross - grained fellow, always opposing others. *
او مردی ناسازگار است، همیشه با دیگران مخالفت می کند.
- *Her cross - grained nature made cooperation impossible. *
طبیعت ناسازگارش همکاری را ناممکن کرد.

گره نامنظم
( شخصِ ) بداخلاق، بدعُنُق، بد اَخم
( شخصِ ) منحرف، کج رو