cross class

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• میان طبقه ای ( اجتماعی )
• بین کلاسی ( آموزشی )
• متقاطع طبقه ای ( فنی/ساختاری )
________________________________________
🔸 تعریف ها:
1. ** ( اجتماعی – اصلی ) :** تعامل یا ارتباط میان طبقات اجتماعی مختلف.
...
[مشاهده متن کامل]

- *مثال:* The movement was a cross - class alliance of workers and intellectuals.
جنبش یک اتحاد میان طبقه ای از کارگران و روشنفکران بود.
2. ** ( آموزشی – کاربردی ) :** فعالیت یا درس مشترک میان کلاس های مختلف یا دانش آموزان از سطح های متفاوت.
- *مثال:* The school organized a cross - class project.
مدرسه یک پروژه ی بین کلاسی برگزار کرد.
3. ** ( فنی/ساختاری – عمومی ) :** ترکیب یا ارتباط میان دسته بندی ها یا کلاس های مختلف در یک سیستم.
- *مثال:* Cross - class dependencies can complicate software design.
وابستگی های متقاطع طبقه ای می توانند طراحی نرم افزار را پیچیده کنند.
________________________________________
🔸 مترادف ها:
interclass – cross - level – cross - category – mixed - class – multi - class
________________________________________
🔸 مثال ها:
• The protest was supported by a cross - class coalition.
اعتراض توسط یک ائتلاف میان طبقه ای حمایت شد.
• Teachers encouraged cross - class collaboration.
معلمان همکاری بین کلاسی را تشویق کردند.
• Cross - class references in code should be minimized.
ارجاعات میان طبقه ای در کد باید به حداقل برسند.

Involving or combining different social classes.
طبقه اجتماعی مختلف یا حتی متضاد
بین طبقاتیِ اجتماعی
Involving or combining different social classes