ترد / برشته / تُرد و شکننده ( صفت )
ترد شدن / برشته شدن ( فعل )
📌 تفاوت و نکات مهم:
• crisp به چیزی اشاره دارد که بافتی ترد و شکننده داشته باشد، به ویژه غذاهایی که هنگام گاز زدن صدای �کراچ� می دهند.
... [مشاهده متن کامل]
• crisp با crunchy تفاوت دارد. crisp معمولاً به بافتی نازک، سبک و ترد اشاره می کند، اما crunchy بیشتر برای بافتی ضخیم تر و سفت تر به کار می رود که هنگام جویدن صدای بیشتری ایجاد می کند.
• crisp با crispy نیز متفاوت است. crispy بیشتر برای غذاهایی به کار می رود که در اثر پخت یا سرخ شدن سطحی ترد پیدا کرده اند، در حالی که crisp می تواند هم بافت طبیعی و هم بافت حاصل از پخت را توصیف کند.
• این واژه علاوه بر غذا، برای توصیف هوای خنک و دلپذیر، صدا، تصویر یا نوشته ای واضح و شفاف نیز به کار می رود.
crisp apple = سیب ترد
crisp lettuce = کاهوی ترد
crisp cookies = بیسکویت های ترد
crisp autumn air = هوای خنک و دلپذیر پاییزی
تُرد ( شکننده و خشک )
The leaves were crisp underfoot. چیپس ( سیب زمینی سرخ شده نازک - در انگلیسی بریتانیایی )
He ate a bag of crisps while watching the movie. خنک و مطبوع ( هوا )
... [مشاهده متن کامل]
The air was crisp and clean in the mountains.
بانشاط/چابک ( با حرکات سریع و دقیق )
The soldiers' movements were crisp and efficient.
واضح/روشن ( برای صدا و تصویر )
The sound quality of the recording was crisp and clear.
جدی/قاطع ( لحن یا رفتار )
The teacher gave a crisp answer to the question.
1. ترد 2. خشک 3. برشته 4. تازه. تر و تازه 5. اتو کشیده. تر و تمیز. تانخورده 6. سرد. یخ زده 7. مختصر. موجز. صریح. 8. قاطع. مصمم. محکم 9. برشته کردن 10. چیپس
مثال:
crisp bacon گوشت نمک زده ترد
... [مشاهده متن کامل]
a crisp autumn day
یک روز پاییزی سرد و یخ زده
her answer was crisp
پاسخش مختصر و موجز بود. / پاسخش محکم و قاطع بود.
crisp white bedlinen
ملافه و روبالشی سفیدِ تازه و تر و تمیز
یه اصطلاح داریم برای برفی که زیاده و تازه اومده بهش میگن
Crisp Snow
When something is described as “crisp, ” it means that it is clear and easily understood. واضح و به راحتی قابل درک
مثال؛
Your essay is well - written and crisp. In a conversation, someone might say, “Let me explain it to you in a crisp way. ”
... [مشاهده متن کامل]
A presenter might say, “I want to deliver a crisp and concise presentation. ”
بر خلاف نظر دوستان معنیش چیپس نمیشه، اگه میخواید بگید چیپس باید بگید "crisps" چون همیشه به صورت جمع به کار میره.
معنی رایج کلمه crisp میشه تر و تازه اما همراه با خشکی یا سفتی ( بسته به اسمی که همراه باهاش به کار میره )
... [مشاهده متن کامل]
مثال: Crisp morning ( منظور اول صبحیه که هوا روشن و سرد و خشکه )
a crisp apple ( منظور یک سیب تازه و سفته )
صدای شفاف و واضح هم معنی میده
اسم:
1. چیپس ( British ) = chips ( American )
2. اسم یه خوراکی و دسری هم هست
صفت:
1. ترد و برشته = crispy
Bake until the pastry is golden and crisp. 2. تر و تازه ( سبزی و میوه )
... [مشاهده متن کامل]
a crisp apple
3. هوای تازه و خنک و مطبوع
It was a crisp winter morning
The air was crisp and clear and the sky was blue.
4. صاف و بدون چروک و تاخوردگی ( کاغذ و پارچه و پول و. . . )
The sheets looked clean and crisp.
a crisp white shirt
5. محکم و خشک ( برای برف و برگ و. . . ) که تحت فشار یه صدای باحالی میده
crisp snow
6. واضح و مشخص و آشکار ( صدا و تصویر و. . . )
The recording sounds very crisp, considering its age.
7. قاطع و محکم ( طرز صحبت کردن فرد ) طوری که نشون میده اون آدم سرش شلوغه و یا الان داره دوستانه حرف نمیزنه ( بار منفی داره )
Her answer was crisp, and she gave no details.
فعل:
1. ترد و برشته کردن ( شدن )
Cook until the bacon starts to crisp.
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : crisp
✅️ اسم ( noun ) : crispness / crisp
✅️ صفت ( adjective ) : crisp / crispy
✅️ قید ( adverb ) : crisply
🌐 کلماتی کاربردی برای بیان هوای سرد:
✅️ bleak – very cold and grey
✅️ biting – so cold that it makes you feel uncomfortable
✅️ brisk – fairly cold and a fairly strong wind is blowing
... [مشاهده متن کامل]
✅️ crisp – cold and dry
✅️ fresh – fairly cold and the wind is blowing
✅️ frosty – cold enough to produce frost
✅️ hard – a very cold winter
✅️ harsh – extremely cold and unpleasant
✅ icy – very cold, like ice
✅ raw – cold and unpleasant
✅ snowy – covered with snow
منبع: www. writerswrite. co. za
لطفا برای Crisp communication ترجمه ارایه بدین، برخورد صریح / خشک درسته؟ ( رشته بیزینس ، مدیریت ، حسابداری )
برگ های خشک و ترد
واضح، قطعی
چیپس
به بریتیش میشه crisp
به آمریکایی میشهchips
به نقل از هزاره:
صفت.
1. {بیسکوییت و غیره} خشک، شکننده، ترد؛ {میوه وسبزی} تازه، تروتازه 2. {هوا} سرد و خشک، گزنده؛ 3. {مو} فرفری 4. {شیوه، پاسخ} قاطع، دقیق، صریح 5. {تصویر، طرح} واضح، مشخص، آشکار 6. {کاغذ، پارچه} صاف، شق ورق، بدون چروک
... [مشاهده متن کامل]
اسم 7. چیپس
فعل 8. ( در بریتانیا ) برشته کردن. 9. ( در بریتانیا ) برشته شدن
Crisply ( adv )
قید
1. {پختن} به صورتی برشته، کاملاً برشته 2. {اتو کردن} کاملاً صاف 3. {گفتن} با لحنی خشک، به سردی؛ با صراحت
( هزاره ) [کاغذ، پارچه] صاف، شق و رق، بدون چروک
Biscuits will stay crisp if you keep them in an airtight container
Crisp همون چیپس خودمونه crisps هم میگن
Chips هم میگن جفتش درسته هر کدومو دوست داشتید میتونید بگید
من خودم با همون chips حال میکنم بیشتر و عادت شده برای ما ایرانیا گفتنش
معنی دیگش "ترد و برشته" هست
ترد
برشته و ترد
هوای تازه
هوای مطبوع ( سرد و خشک )
چیپس
ورق های نازک سیب زمینی سرخ شده
اعدادقطعی
برای ریاضیات
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٤)