credit worthiness

انگلیسی به انگلیسی

• ability to repay on time credit that was extended

پیشنهاد کاربران

اعتبارپذیری
🔸 معادل فارسی:
• اعتبارسنجی / اعتبار مالی
• شایستگیِ دریافتِ اعتبار / تواناییِ بازپرداختِ وام
• ( در بانکداری ) ارزیابیِ ریسکِ وام دهی
🔸 معنی دقیق:
به توانایی و تمایلِ یک فرد، شرکت، یا دولت برایِ بازپرداختِ بدهی ها و وام هایِ خود در موعدِ مقرر گفته می شود. این مفهوم، معیاری است که وام دهندگان ( مانندِ بانک ها ) برایِ ارزیابیِ ریسکِ اعطایِ وام یا اعتبار از آن استفاده می کنند. هرچه اعتبارسنجیِ یک فرد بالاتر باشد، دریافتِ وام با نرخِ بهره یِ پایین تر برایش آسان تر است.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "Your creditworthiness determines whether the bank will approve your loan application. "
( اعتبارسنجیِ شما مشخص می کند که آیا بانک درخواستِ وامِ شما را تأیید می کند یا خیر. )
• "A good credit score is a key factor in assessing creditworthiness. "
( یک امتیازِ اعتباریِ خوب، عاملِ کلیدی در ارزیابیِ اعتبارسنجی است. )
• "The company's creditworthiness was downgraded due to its rising debt. "
( اعتبارسنجیِ این شرکت به دلیلِ افزایشِ بدهی هایش کاهش یافت. )
• "Lenders use various indicators to measure creditworthiness, including income and debt history. "
( وام دهندگان از شاخص هایِ مختلفی برایِ سنجش اعتبارسنجی استفاده می کنند، از جمله درآمد و سابقه یِ بدهی. )

خوش اعتباری - صلاحیت اعتباری
اعتبار مالی
خوش حسابی
اعتبار مندی
ارزش اعتباری
شایستگی اعتباری