crack open a new scandal

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
رسوایی جدیدی را بگشاید | رسوایی تازه ای را آشکار کند | رسوایی جدیدی را رقم بزند | پرده از رسوایی تازه ای بردارد | زمینه ی رسوایی جدیدی را فراهم کند
🔸 مثال ها:
• The leaked memo could crack open a new scandal for the White House.
...
[مشاهده متن کامل]

یادداشت افشاشده می تواند رسوایی جدیدی را برای کاخ سفید بگشاید.
• A single question cracked open a new scandal in the department.
یک سؤال واحد، رسوایی جدیدی را در آن اداره آشکار کرد.
• Investigators believe the testimony could crack open a new scandal.
بازرسان باور دارند که این شهادت می تواند رسوایی تازه ای را رقم بزند.