crack a book

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کتاب باز کردن ( برای مطالعه ) ، درس خواندن
• سر و کله زدن با کتاب، مطالعه کردن ( به ویژه برای امتحان )
• ( در جملات منفی ) حتی یک کتاب هم باز نکردن، درس نخواندن
🔸 مثال ها:
...
[مشاهده متن کامل]

( جملات منفی – عدم مطالعه ) :
"I didn't crack a book all semester, but somehow I still passed the class. "
کل ترم را حتی یک کتاب باز نکردم ( نخوندم ) ، اما به نحوی قبول شدم.
( هشدار به دانش آموز تنبل ) :
"You'd better start cracking some books if you want to pass the history exam. "
بهتر است اگر می خواهی امتحان تاریخ را قبول بشوی، شروع کنی به کتاب باز کردن ( مطالعه کردن ) .
( طنز در مورد دانش آموز باهوش ) :
"He never cracks a book but always gets A's. It's so unfair!"
هیچ وقت کتاب باز نمی کند ( نمی خواند ) اما همیشه A می گیرد. خیلی بی انصافی است!
( نظر یک دانشجو ) :
"I was so tired after work that I didn't crack a book for the entire week before finals. "
بعد از کار آنقدر خسته بودم که کل هفته قبل از امتحانات نهایی حتی یک کتاب را باز نکردم ( نخواندم ) .

معنی crack a book به فارسی میشود:
کتاب باز کردن، کتاب برداشتن، درس خواندن ( معمولاً با مفهوم منفی یا در جملات منفی )
توضیح:
این اصطلاح ( Idiom ) غیررسمی است و معمولاً در جملات منفی استفاده میشود به این معنی که کسی کمتر درس خوانده یا زحمت کتاب باز کردن را به خود نداده است.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال:
� I didn't crack a book for the exam, but I still passed.
برای امتحان حتی یک کتاب هم باز نکردم، ولی قبول شدم.
� He never cracks a book, yet he gets good grades.
او هرگز درس نمیخواند، با این حال نمرات خوبی میگیرد.

لای کتاب را بازکردن - شروع به خواندن کردن
سر وقت درس و کتاب رفتن
خوب درس خواندن. خوب مطالعه کردن