معنی crack a book به فارسی میشود:
کتاب باز کردن، کتاب برداشتن، درس خواندن ( معمولاً با مفهوم منفی یا در جملات منفی )
توضیح:
این اصطلاح ( Idiom ) غیررسمی است و معمولاً در جملات منفی استفاده میشود به این معنی که کسی کمتر درس خوانده یا زحمت کتاب باز کردن را به خود نداده است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
� I didn't crack a book for the exam, but I still passed.
برای امتحان حتی یک کتاب هم باز نکردم، ولی قبول شدم.
� He never cracks a book, yet he gets good grades.
او هرگز درس نمیخواند، با این حال نمرات خوبی میگیرد.
کتاب باز کردن، کتاب برداشتن، درس خواندن ( معمولاً با مفهوم منفی یا در جملات منفی )
توضیح:
این اصطلاح ( Idiom ) غیررسمی است و معمولاً در جملات منفی استفاده میشود به این معنی که کسی کمتر درس خوانده یا زحمت کتاب باز کردن را به خود نداده است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
برای امتحان حتی یک کتاب هم باز نکردم، ولی قبول شدم.
او هرگز درس نمیخواند، با این حال نمرات خوبی میگیرد.
لای کتاب را بازکردن - شروع به خواندن کردن
سر وقت درس و کتاب رفتن
خوب درس خواندن. خوب مطالعه کردن