• : تعریف: a government building containing law courts and administrative offices.
جمله های نمونه
1. There was standing room only in the courthouse.
[ترجمه گوگل]اتاق ایستادن فقط در دادگاه وجود داشت [ترجمه ترگمان] فقط توی دادگاه جا ایستاده بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Police surrounded the courthouse.
[ترجمه گوگل]پلیس ساختمان دادگاه را محاصره کرد [ترجمه ترگمان]پلیس اطراف دادگاه را محاصره کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. An angry mob gathered outside the courthouse.
[ترجمه گوگل]جمعیت خشمگین در بیرون دادگاه تجمع کردند [ترجمه ترگمان]یه گروه عصبانی جلوی دادگاه جمع شدن [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه حسین] امیدوارم بتونی از دیکشنری جملات آنلاین ما استفاده کنی و هر روز پیشرفت کنی!
|
[ترجمه گوگل]ای کاش می توانید از فرهنگ لغت جملات آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید! [ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید! [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Angry protesters crowded the courthouse steps.
[ترجمه گوگل]معترضان خشمگین پله های دادگاه را ازدحام کردند [ترجمه ترگمان]معترضان خشمگین از پله های دادگاه بالا رفتند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. The courthouse in Kirkwall is in a particularly picturesque setting.
[ترجمه گوگل]دادگاه در کرکوال در محیطی بسیار زیبا قرار دارد [ترجمه ترگمان]دادگاه در Kirkwall در یک محیط بسیار زیبا قرار دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The courthouse itself was protected by barbed wire and ringed with police.
[ترجمه گوگل]خود ساختمان دادگاه با سیم خاردار محافظت می شد و با حلقه پلیس محاصره می شد [ترجمه ترگمان]کاخ دادگستری توسط سیم خاردار محافظت می شد و با پلیس احاطه شده بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Standing right in front of us on the courthouse steps was a Channel 10 camera operator wearing a Miami Dolphins jersey.
[ترجمه گوگل]درست روبروی ما روی پلههای دادگاه ایستاده بود یک اپراتور دوربین کانال 10 با پیراهن دلفین میامی [ترجمه ترگمان]یک اپراتور دوربین ۱۰ دوربین با پیراهن دلفین ها در کنار ما ایستاده بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. The courthouse is still unfinished, most of the money is missing and the judge is on the run.
[ترجمه گوگل]ساختمان دادگاه هنوز ناتمام است، بیشتر پول ها مفقود است و قاضی متواری است [ترجمه ترگمان]دادگاه هنوز تکمیل نشده است، بیشتر پول مفقود شده و قاضی در حال فرار است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Its old courthouse, streets lined with Victorian homes and town square scream heartland.
[ترجمه گوگل]دادگاه قدیمیاش، خیابانهای مملو از خانههای ویکتوریایی و میدان شهر، قلب شهر را فریاد میزند [ترجمه ترگمان]دادگاه قدیمی آن، خیابان هایی که با خانه های ویکتوریایی و قلب قلب تپنده شهری پر شده بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Its courthouse has never seen a trial, and the prison is used for storing three life jackets.
[ترجمه گوگل]دادگاه آن هرگز محاکمه ای ندیده است و از این زندان برای نگهداری سه جلیقه نجات استفاده می شود [ترجمه ترگمان]دادگاه آن هرگز محاکمه را ندیده است و از زندان برای نگهداری سه جلیقه نجات استفاده شده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. I come away from the courthouse, brushing slowly through the streets, gazing at Liberty's and the Haunch of Venison Avenue.
[ترجمه گوگل]از دادگاه دور میشوم، به آرامی خیابانها را رد میکنم، به Liberty's و Haunch of Venison Avenue خیره میشوم [ترجمه ترگمان]از دادگاه دور می شوم و به آرامی در خیابان ها راه می روم و به خیابان آزادی و خیابان Venison خیره می شوم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Security at the courthouse in downtown Denver, already massive, grew even more extensive as the anniversary weekend approached.
[ترجمه گوگل]امنیت در دادگاه در مرکز شهر دنور، که قبلاً گسترده بود، با نزدیک شدن به آخر هفته سالگرد، حتی گسترده تر شد [ترجمه ترگمان]شورای امنیت در مرکز شهر دنور، که پیش از این بسیار عظیم بود، با نزدیک شدن این هفته سالگرد بسیار گسترده شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Last Monday, a bomb threat against the county courthouse was delivered by telephone.
[ترجمه گوگل]دوشنبه گذشته، یک تهدید به بمب گذاری علیه دادگاه شهرستان از طریق تلفن ارسال شد [ترجمه ترگمان]دوشنبه گذشته، یک تهدید بمب در برابر دادگاه بخش به وسیله تلفن تحویل داده شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. A mass of people stood before the courthouse.
[ترجمه گوگل]توده ای از مردم مقابل دادگاه ایستادند [ترجمه ترگمان]عده ای از مردم در مقابل دادگاه ایستاده بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
دادگاه (اسم)
bar, court, forum, courtroom, courthouse, witness box
کاخ دادگستری (اسم)
courthouse
انگلیسی به انگلیسی
• building that houses a court of law a courthouse is a building in which a law court meets.
پیشنهاد کاربران
{محل} دادگاه // کاخ دادگستری. ساختمان دادگستری، ساختمانی که دادگاه ( ها ) در آن قرار دارد مثال: He got in to the car and drove to the courthouse. او سوار ماشین شد و تا دادگاه رانندگی کرد.
1. دادگاه. 2. ساختمانی که حاوی دفاتر اداریه ( US ) .
ساختمانی که مسائل حقوقی نظیر ثبت ازدوداج و . . . در آن صورت میگیره