country of men

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کشوری که با خواست افراد اداره می شود | کشور حاکمیت اشخاص
• مملکت مبتنی بر اراده ی فردی | کشوری که قانون در آن حاکم نیست
🔸 مثال ها:
• We are a country of laws, not a country of men.
...
[مشاهده متن کامل]

ما کشوری قانون مدار هستیم، نه کشوری که با خواست افراد اداره شود.
• Critics warned that ignoring the ruling would turn the nation into a country of men.
منتقدان هشدار دادند که نادیده گرفتن این حکم، کشور را به یک کشور حاکمیت افراد تبدیل می کند.
• The founders wanted a country of laws, not a country of men.
بنیان گذاران خواهان کشوری قانون مدار بودند، نه کشوری که با اراده ی افراد اداره شود.
• A country of men is vulnerable to tyranny and corruption.
کشوری که با خواست افراد اداره می شود، در برابر استبداد و فساد آسیب پذیر است.