🔸 نکته:
country of laws را با rule of law ( حاکمیت قانون ) و law - abiding country ( کشور قانون پذیر ) اشتباه نگیرید.
rule of law اصطلاح حقوقی رسمی تری است که بر اصل حاکمیت قانون تأکید دارد
law - abiding country بر مردم قانون پذیر تمرکز دارد، در حالی که country of laws بر ماهیت قانون محور نظام سیاسی تأکید می کند.
... [مشاهده متن کامل]
دقت کنید که این عبارت اغلب در تقابل با country of men ( کشوری که با خواست افراد اداره می شود ) به کار می رود.
country of laws را با rule of law ( حاکمیت قانون ) و law - abiding country ( کشور قانون پذیر ) اشتباه نگیرید.
rule of law اصطلاح حقوقی رسمی تری است که بر اصل حاکمیت قانون تأکید دارد
law - abiding country بر مردم قانون پذیر تمرکز دارد، در حالی که country of laws بر ماهیت قانون محور نظام سیاسی تأکید می کند.
... [مشاهده متن کامل]
دقت کنید که این عبارت اغلب در تقابل با country of men ( کشوری که با خواست افراد اداره می شود ) به کار می رود.
🔸 معادل فارسی:
• کشور قانون مدار | کشور قانون
• سرزمین قانون | کشوری که بر پایه قانون اداره می شود
• مملکت قانون محور | کشور حاکمیت قانون
🔸 مثال ها:
• We are a country of laws, not of men.
... [مشاهده متن کامل]
ما کشوری قانون مدار هستیم، نه کشوری که با خواست افراد اداره شود.
• The president insisted that the United States is a country of laws.
رئیس جمهور تأکید کرد که ایالات متحده یک کشور قانون مدار است.
• A country of laws must hold everyone accountable, including its leaders.
یک کشور قانون مدار باید همه، از جمله رهبرانش را پاسخگو نگه دارد.
• کشور قانون مدار | کشور قانون
• سرزمین قانون | کشوری که بر پایه قانون اداره می شود
• مملکت قانون محور | کشور حاکمیت قانون
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ما کشوری قانون مدار هستیم، نه کشوری که با خواست افراد اداره شود.
رئیس جمهور تأکید کرد که ایالات متحده یک کشور قانون مدار است.
یک کشور قانون مدار باید همه، از جمله رهبرانش را پاسخگو نگه دارد.