could not help

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• could not control himself, could not resist

پیشنهاد کاربران

عدم توانایی کنترل، یا نتوانستن در جلوگیری از . . . .
I couldn't help laughing
نمیتوستم کنترل کنم خنده م رو .
چاره ای جز . . . نداشتن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما