cotton wool

/ˈkɑːtn̩ˈwʊl//ˈkɒtn̩wʊl/

معنی: غاز
معانی دیگر: پنبه ی خام، پنبه خام چنانکه ازقوزه بدست می ید
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: cotton that is in its raw state or unprocessed.

(2) تعریف: thin sheets of fluffy, absorbent cotton, used for bandages, quilting, and the like; cotton batting.

(3) تعریف: (chiefly British) a mass of soft cotton fibers used esp. for cleaning the skin; cotton, cotton ball.

جمله های نمونه

1. She put some disinfectant on a piece of cotton wool and dabbed it on her cheek.
[ترجمه ترگمان]او مقداری داروی ضد عفونی را روی یک تکه پنبه گذاشت و روی گونه اش گذاشت
[ترجمه گوگل]او بعضی از مواد ضدعفونی کننده را بر روی یک تکه پنبه گذاشت و آن را روی گونه اش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She stuffed her ears up with cotton wool.
[ترجمه ترگمان]گوش هایش را با پشمی پنبه پر کرده بود
[ترجمه گوگل]او با پشم پنبه اش را پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She wiped her eye make-up off with a cotton wool pad.
[ترجمه ترگمان]چشمانش را پاک کرد
[ترجمه گوگل]او چشمش را با یک پد پنبه ای پاک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She took the plug of cotton wool from her ear.
[ترجمه ترگمان]She پنبه را از گوشش گرفت
[ترجمه گوگل]او از گوش او پنجه پشم را برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. On Eric's chin was a scrap of cotton wool where he'd cut himself shaving .
[ترجمه ترگمان]روی چانه اریک یک تکه پشمی پنبه بود که خودش را اصلاح می کرد
[ترجمه گوگل]در چانه ی اریک، قطره ای از پنبه بود که در آن او اصلاح می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She keeps all her children wrapped up in cotton wool.
[ترجمه ترگمان] اون همه بچه هاش رو تو نخ پنبه نگه میداره
[ترجمه گوگل]او تمام کودکانش را در پشم پنبه نگه می دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You can't wrap your children in cotton wool for ever.
[ترجمه ترگمان]تو نمی تونی بچه هات رو برای همیشه به دست بیاری
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید فرزندانتان را در پشم پنبه بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She dabbed at the cut with cotton wool.
[ترجمه ترگمان]صورتش را با پشم پاک کرد
[ترجمه گوگل]او در برش با پشم پاشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You can't wrap those kids in cotton wool all their lives.
[ترجمه ترگمان]تو نمی توانی آن بچه ها را با پنبه پر کنی
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید این بچه ها را در پنبه پنهان کنید و زندگی خود را تمام کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The nurse used a wad of cotton wool to stop the bleeding.
[ترجمه ترگمان]پرستار از یک توده پشمی پنبه برای جلوگیری از خونریزی استفاده کرد
[ترجمه گوگل]پرستار از پشم پنبه برای جلوگیری از خونریزی استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. She used to carry pads of cotton wool to dress the wounds from the chafing.
[ترجمه ترگمان]او عادت داشت که لایه های پشمی نخی را حمل کند تا زخم ها را از گرما تمیز کند
[ترجمه گوگل]او برای حمل زخم ها از خم شدن به پاشیدن پشم پنبه استفاده می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He soaked bits of cotton wool in essential oils and passed it under the noses of his patients.
[ترجمه ترگمان]او تکه های پشم پنبه را در روغن اسانس خیس می کرد و آن را در زیر بینی بیمارانش پنهان می کرد
[ترجمه گوگل]او بیت های پشم پنبه را در روغن های ضروری خیس کرده و آن را تحت بینی بیماران خود قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Looks more like a cotton wool factory than a cherry orchard.
[ترجمه ترگمان]بیشتر شبیه یک کارخانه پشم پنبه ای است تا یک باغ میوه
[ترجمه گوگل]بیشتر شبیه یک کارخانه پنبه از یک باغ گیلاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. You're like a sea of cotton wool.
[ترجمه ترگمان]تو مثل دریایی از پنبه پنبه هستی
[ترجمه گوگل]شما مثل دریای پنبه ای هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Keep your toes apart with cotton wool, tissues or rubber toe-spacers.
[ترجمه ترگمان]انگشتان خود را از پنبه، بافت ها و یا پنجه های لاستیک پنهان کنید
[ترجمه گوگل]پاهای خود را با پشم، بافت یا پاشنه لاستیکی جدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

غاز (اسم)
slot, slit, stiver, cottonwool, goose, rent, widgeon

تخصصی

[نساجی] لایی - پنبه هیدروفیل - پنبه لایی - پنبه از قوزه درآمده - اصطلاحی انگلیسی برای پنبه هیدروفیل

به انگلیسی

• (british) fluff of unprocessed cotton, cotton ball
cotton wool is soft, fluffy cotton, often used for applying liquids or creams to your skin.
unprocessed cotton, cotton in its natural form

پیشنهاد کاربران

پنبه تکه شده آماده
پنبه پشمی
پنبه که برای تمیز کردن زخم استفاده می شوند
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما