🔸 معادل فارسی:
• تنبلِ خانه نشین
• کسی که مدام جلوی تلویزیون یا صفحه نمایش می نشیند
• آدم کم تحرک
• لم دهنده حرفه ای! ( عامیانه )
🔸 مثال ها:
• I spent the whole weekend as a couch potato watching movies.
... [مشاهده متن کامل]
تمام آخر هفته را مثل یک تنبلِ خانه نشین به تماشای فیلم گذراندم.
• Too many couch potatoes develop health problems.
بسیاری از افراد کم تحرک دچار مشکلات سلامتی می شوند.
• My kids turn into couch potatoes during school vacations.
بچه های من در تعطیلات مدرسه به آدم های کم تحرک تبدیل می شوند.
• تنبلِ خانه نشین
• کسی که مدام جلوی تلویزیون یا صفحه نمایش می نشیند
• آدم کم تحرک
• لم دهنده حرفه ای! ( عامیانه )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
تمام آخر هفته را مثل یک تنبلِ خانه نشین به تماشای فیلم گذراندم.
بسیاری از افراد کم تحرک دچار مشکلات سلامتی می شوند.
بچه های من در تعطیلات مدرسه به آدم های کم تحرک تبدیل می شوند.
بچه ای که مدت زمان زیادی پای تماشای تلویزیون مینشیند.
My son is a real cot potato and I'm a little worried.