costs


هزینه دادرسى قانون ـ فقه : خسارت دادرسى
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. costs exclusive of taxes
هزینه بدون احتساب مالیات

2. costs that sum into the thousands
هزینه هایی که به چندین هزار می رسد

3. additional costs
مخارج اضافی

4. all costs should be carefully summed
کلیه ی هزینه ها باید با دقت جمع زده شوند.

5. enormous costs
هزینه های هنگفت

6. extra costs
هزینه های اضافی

7. fringe costs
هزینه های اضافی

8. high costs
مخارج زیاد

9. higher costs are offset by our higher income
درآمد بیشتر ما زیاد شدن هزینه ها را جبران می کند.

10. it costs only a trifle
هزینه اش بسیار کم است.

11. labor costs
هزینه ی (مزد) کارگر

12. lower costs
هزینه های کمتر

13. meat costs more than bread
گوشت از نان گران تر است.

14. mounting costs
هزینه های فزاینده

15. overhead costs are relatively independent of the rate of production
هزینه ی بالاسری نسبتا از میزان تولید مستقل می باشند.

16. rental costs to meet the pocketbooks of teachers
اجاره بها که مناسب درآمد معلمان باشد

17. running costs
مخارج جاری

18. staggering costs
هزینه ی سرسام آور

19. the costs involved in moving to a new house
مخارج مربوط به اسباب کشی به خانه ی جدید

20. the costs were too excessive
هزینه ها بسیار کمر شکن بود.

21. transportation costs are trending downward
هزینه ی حمل و نقل رو به کاهش است.

22. it costs a bomb
(انگلیسی ـ خودمانی) خیلی گران است،هزینه ی آن سر به فلک می زند

23. include fuel costs too, if applicable
هزینه ی سوخت را هم در صورت موجه بودن ذکر کن.

24. that car costs the earth
آن اتومبیل خیلی گران است.

25. the admission costs a dime
ورودیه یک دایم (ده سنت) است.

26. this automobile costs a mint
قیمت این اتومبیل خیلی زیاد است.

27. this overcoat costs an arm and a leg
قیمت این پالتو سر به آسمان می زند.

28. trimming the costs
کاستن هزینه ها

29. hiring a taxi costs a little more but it is worth it
کرایه ی تاکسی کمی بیشتر است ولی می ارزد.

30. to figure the costs
هزینه ها را حساب کردن

31. to shoulder the costs
هزینه را به عهده گرفتن

32. transportation and other costs
حمل و نقل و هزینه های دیگر

33. a lift in transportation costs
ازدیاد هزینه ی حمل و نقل

34. a rise in production costs could dampen our sales
بالا رفتن هزینه ی تولید ممکن است فروش ما را کساد کند.

35. a short taxi trip costs 10 dollars
یک سواری کوتاه با تاکسی ده دلار خرج بر می دارد.

36. the company defrayed his travel costs entirely
شرکت کلیه ی مخارج سفر او را پرداخت کرد.

37. the government will underwrite the costs
دولت هزینه را تقبل خواهد کرد

38. this project will entail great costs
این طرح هزینه ی زیادی در پی خواهد داشت.

39. you must pare down the costs still further!
باید بازهم هزینه ها را کاهش بدهید!

40. through careful budgeting they cut the costs by ten percent
با بودجه بندی دقیق هزینه ها را ده درصد کاهش دادند.

41. you and i will pay the costs half and half
من و تو هزینه را به طور مساوی پرداخت خواهیم کرد.

42. to keep a careful track of the costs
حساب دقیق هزینه ها را نگه داشتن

43. we must keep wages abreast of living costs
باید دستمزدها را با هزینه ی زندگی برابر کنیم.

44. we will hold this bunker at all costs
ما این سنگر را به هر قیمتی شده نگه خواهیم داشت.

45. higher prices are a sequel to rising production costs
قیمت های بالاتر پیامد هزینه های تولیدی فزاینده هستند.

46. the stated figures are only approximations of the actual costs
اعداد ذکر شده برآورد تقریبی هزینه ها است.

47. the number of workers was whittled down in order to reduce costs
به منظور کم کردن هزینه ها از تعداد کارگران کاسته شد.

تخصصی

[حسابداری] هزینه ها
[حقوق] هزینه دادرسی، خسارت دادرسی

ارتباط محتوایی

معانی متفرقههزینه دادرسى قانون ـ فقه : خسارت دادرسىجمله های نمونه1. costs exclusive of taxes هزینه بدون احتساب مالیات 2. costs that sum into the thousands هزینه ...بررسی تخصصی[حسابداری] هزینه ها [حقوق] هزینه دادرسی، خسارت دادرسی
معنی costs، مفهوم costs، تعریف costs، معرفی costs، costs چیست، costs یعنی چی، costs یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: costs not associated with future revenue
اشتباه تایپی: زخسفس
آوا: /کوستس/
عکس costs : در گوگل
معنی costs

پیشنهاد کاربران

خسارات ، هزینه ها
هزینه
هزینه ها
مخارج
Noun - plural :
هزینه
خرجکرد
بهای پرداختی
مانند :
Energy costs : بهای انرژی

هزینه In Persian means
$175400 E. g. lives in a house that costs
یعنی: درخانه ای زندگی می کند که ۱۷۵۴۰۰ دلار هزینه دارد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما