🔸 معادل فارسی:
• هزینه ی بسیار بیشتری داشتن / خیلی گران تر تمام شدن
• بهایِ بسیار سنگین تری داشتن ( از نظر مالی، جانی، یا عاطفی )
• تلفات یا پیامدهایِ بسیار بدتری به همراه داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
"Not only did the war lack a rally effect, but it has also cost far more in terms of public support than the administration anticipated. "
جنگ نه تنها اثرِ همبستگی نداشت، بلکه از نظرِ حمایتِ عمومی هزینه ی بسیار سنگین تری نسبت به آنچه دولت پیش بینی کرده بود، داشته است.
• "The new policy cost far more than the government had budgeted for. "
سیاستِ جدید هزینه ی بسیار بیشتری نسبت به بودجه ای که دولت در نظر گرفته بود، داشت.
• "The war has cost far more lives than officials initially claimed. "
این جنگ تلفاتِ جانیِ بسیار بیشتری نسبت به آنچه مقامات در ابتدا ادعا کردند، داشته است.
• تفاوتِ آن با عبارتهای مشابه:
- Cost more: هزینه ی بیشتر ( بدون تأکیدِ زیاد ) .
- Cost far more: هزینه ی به مراتب بیشتر ( با تأکید بر شکافِ بزرگ ) .
- Cost a lot more: هزینه ی خیلی بیشتر ( غیررسمی تر ) .
• هزینه ی بسیار بیشتری داشتن / خیلی گران تر تمام شدن
• بهایِ بسیار سنگین تری داشتن ( از نظر مالی، جانی، یا عاطفی )
• تلفات یا پیامدهایِ بسیار بدتری به همراه داشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
جنگ نه تنها اثرِ همبستگی نداشت، بلکه از نظرِ حمایتِ عمومی هزینه ی بسیار سنگین تری نسبت به آنچه دولت پیش بینی کرده بود، داشته است.
سیاستِ جدید هزینه ی بسیار بیشتری نسبت به بودجه ای که دولت در نظر گرفته بود، داشت.
این جنگ تلفاتِ جانیِ بسیار بیشتری نسبت به آنچه مقامات در ابتدا ادعا کردند، داشته است.
• تفاوتِ آن با عبارتهای مشابه:
- Cost more: هزینه ی بیشتر ( بدون تأکیدِ زیاد ) .
- Cost far more: هزینه ی به مراتب بیشتر ( با تأکید بر شکافِ بزرگ ) .
- Cost a lot more: هزینه ی خیلی بیشتر ( غیررسمی تر ) .