cost a life

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• جان کسی را گرفتن
• به قیمت جان تمام شدن
• باعث مرگ شدن
• ( در بافت تحلیلی ) بهایش جان یک انسان بود
🔸 مثال ها:
• The delay in emergency response cost a life.
تأخیر در واکنش اضطراری به قیمت جان یک انسان تمام شد.
...
[مشاهده متن کامل]

• Every safety shortcut could cost a life.
هر کوتاهی در ایمنی می تواند جان یک نفر را بگیرد.
• The policy may have cost lives, but officials deny responsibility.
آن سیاست ممکن است جان هایی را گرفته باشد، اما مقامات مسئولیت را انکار می کنند.