cordon off

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "The police cordoned off the street after the shooting. "
پلیس پس از تیراندازی، خیابان را محاصره کرد.
• "The entire building was cordoned off for a bomb threat. "
تمام ساختمان به دلیل تهدید بمب محاصره شد.
...
[مشاهده متن کامل]

• "Authorities cordoned off the area to secure the crime scene. "
مقامات برای ایمن سازی صحنه جرم، منطقه را محاصره کردند.
🔸 نکته:
این فعل در متون خبری، نظامی، و حقوقی بسیار رایج است و معمولاً با مفعول هایی مانند "area"، "street"، "building" یا "scene" همراه می شود.
هم معنی های آن عبارتند از:
• "Block off" ( مسدود کردن )
• "Seal off" ( مهر و موم کردن )
• "Close off" ( بستن )

محاصره کردن
to prevent people from getting into ( an area ) by putting a line of people or objects around or in front of it
دوره کردن، محصور کردن، مانع ورود مردم به منطقه یا ناحیه ای شدن با تشکیل دیوار انسانی یا ایجاد موانع
محصور شدن
وضع مقررات منع ورود و خروج، قرنطینه کردن