مثال:
۱. Once we fixed the engine, the project was really cooking with gas.
( وقتی موتور را تعمیر کردیم، پروژه واقعاً با سرعت و موفقیت پیش رفت. )
۲. You are cooking with gas now! Keep up the good work.
... [مشاهده متن کامل]
( الان داری عالی پیش می روی! به این کار خوبت ادامه بده. )
۳. After changing the marketing strategy, sales started cooking with gas.
( بعد از تغییر استراتژی بازاریابی، فروشها شروع به رشد سریع کردند. )
( وقتی موتور را تعمیر کردیم، پروژه واقعاً با سرعت و موفقیت پیش رفت. )
... [مشاهده متن کامل]
( الان داری عالی پیش می روی! به این کار خوبت ادامه بده. )
( بعد از تغییر استراتژی بازاریابی، فروشها شروع به رشد سریع کردند. )
کار به صورت کارآمد پیش رفتن یا پیشرفت خوب داشتن.
همه چیز به خوبی و به طور موثری پیش می رود.
مثال؛
Now that we've solved the initial problems, we’re really cooking with gas.
The new software update has the system cooking with gas.
... [مشاهده متن کامل]
The project was slow at first, but after some adjustments, it's cooking with gas.
همه چیز به خوبی و به طور موثری پیش می رود.
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
گل کاشتن
انجام کاری به درستی، موفقیت در انجام کاری