convulsive disorder

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• اختلال تشنجی
• بیماری همراه با تشنج
• اختلالی که با حملات تشنجی بروز می کند
🔸 مثال ها:
• The child was diagnosed with a convulsive disorder at the age of three.
...
[مشاهده متن کامل]

این کودک در سه سالگی به اختلال تشنجی مبتلا تشخیص داده شد.
• Medication can help control many convulsive disorders.
دارو می تواند به کنترل بسیاری از اختلالات تشنجی کمک کند.
• Doctors performed several tests to determine the cause of the convulsive disorder.
پزشکان چندین آزمایش انجام دادند تا علت اختلال تشنجی را مشخص کنند.