🔸 نکته:
تفاوت این ترکیب با Staff Columnist، Op - Ed Contributor، و Freelance Writer:
• Staff Columnist به معنای ستون نویس رسمی است و کارمند تمام وقت تحریریه محسوب می شود؛ برعکس contributing columnist که بیرونی و پاره وقت است.
... [مشاهده متن کامل]
• Op - Ed Contributor به معنای نویسنده ی مقاله ی دیدگاه است و ممکن است یک بار یا گهگاه بنویسد، در حالی که contributing columnist معمولاً همکاری منظم تر و تخصصی تر دارد.
• Freelance Writer به معنای نویسنده ی آزاد است و گسترده تر و عام تر از contributing columnist است؛ می تواند برای چند رسانه و در موضوعات مختلف بنویسد، نه لزوماً ستون ثابت یا نیمه ثابت.
• Contributing Columnist اما ترکیبی از همکاری بیرونی، ستون نویسی، و اغلب تخصص و اعتبار را می رساند و به همین دلیل در بافت های رسانه ای و خبری واژه ی دقیقی است.
تفاوت این ترکیب با Staff Columnist، Op - Ed Contributor، و Freelance Writer:
• Staff Columnist به معنای ستون نویس رسمی است و کارمند تمام وقت تحریریه محسوب می شود؛ برعکس contributing columnist که بیرونی و پاره وقت است.
... [مشاهده متن کامل]
• Op - Ed Contributor به معنای نویسنده ی مقاله ی دیدگاه است و ممکن است یک بار یا گهگاه بنویسد، در حالی که contributing columnist معمولاً همکاری منظم تر و تخصصی تر دارد.
• Freelance Writer به معنای نویسنده ی آزاد است و گسترده تر و عام تر از contributing columnist است؛ می تواند برای چند رسانه و در موضوعات مختلف بنویسد، نه لزوماً ستون ثابت یا نیمه ثابت.
• Contributing Columnist اما ترکیبی از همکاری بیرونی، ستون نویسی، و اغلب تخصص و اعتبار را می رساند و به همین دلیل در بافت های رسانه ای و خبری واژه ی دقیقی است.
🔸 معادل فارسی:
• ستون نویس مشارکت کننده / نویسنده ی مهمان
• ستون نویس غیرحضوری / همکار ستون نویس
• ستون نویس پاره وقت
• مشاور نویسندگی / همکار تحریریه ( به صورت مشارکتی )
🔸 مثال ها:
• She is a contributing columnist for The New York Times.
... [مشاهده متن کامل]
او یک ستون نویس مشارکت کننده برای نیویورک تایمز است.
• The magazine relies on contributing columnists for diverse perspectives.
آن مجله برای دیدگاه های متنوع، به ستون نویس پاره وقت تکیه می کند.
• He joined the paper as a contributing columnist after retiring from politics.
او پس از بازنشستگی از سیاست، به عنوان همکار تحریریه به آن روزنامه پیوست.
• ستون نویس مشارکت کننده / نویسنده ی مهمان
• ستون نویس غیرحضوری / همکار ستون نویس
• ستون نویس پاره وقت
• مشاور نویسندگی / همکار تحریریه ( به صورت مشارکتی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
او یک ستون نویس مشارکت کننده برای نیویورک تایمز است.
آن مجله برای دیدگاه های متنوع، به ستون نویس پاره وقت تکیه می کند.
او پس از بازنشستگی از سیاست، به عنوان همکار تحریریه به آن روزنامه پیوست.
ستون نویس