1. Rank was contractually obliged to hand him a cheque for $30 million.
[ترجمه گوگل]رانک طبق قرارداد موظف شد چکی به ارزش 30 میلیون دلار به او بدهد
[ترجمه ترگمان]براساس قرارداد مجبور شد چکی به مبلغ ۳۰ میلیون دلار به او تقدیم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]براساس قرارداد مجبور شد چکی به مبلغ ۳۰ میلیون دلار به او تقدیم کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. They are contractually bound/obliged to finish the work.
[ترجمه گوگل]آنها به طور قراردادی ملزم به اتمام کار هستند
[ترجمه ترگمان]آن ها مجبورند کار را تمام کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]آن ها مجبورند کار را تمام کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. Negotiation: contractually binding conclusions are worked out in joint negotiation committees.
[ترجمه گوگل]مذاکره: نتیجه گیری های الزام آور قراردادی در کمیته های مذاکره مشترک انجام می شود
[ترجمه ترگمان]مذاکره: نتایج اتصال بر طبق قرارداد در کمیته های مذاکره مشترک کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]مذاکره: نتایج اتصال بر طبق قرارداد در کمیته های مذاکره مشترک کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Under counter-trade a sale of good is contractually linked to an obligation to purchase goods or resultant output from the same country.
[ترجمه گوگل]تحت تجارت متقابل، فروش کالا به طور قراردادی به تعهد خرید کالا یا محصول حاصل از همان کشور مرتبط است
[ترجمه ترگمان]تحت یک معامله تجاری، فروش کالای خوب به تعهد برای خرید کالا یا خروجی حاصل از یک کشور مرتبط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]تحت یک معامله تجاری، فروش کالای خوب به تعهد برای خرید کالا یا خروجی حاصل از یک کشور مرتبط است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. The tenant is contractually bound to pay for any damages to the apartment.
[ترجمه گوگل]مستاجر طبق قرارداد متعهد به پرداخت هر گونه خسارت وارده به آپارتمان است
[ترجمه ترگمان]مستاجر موظف است هر گونه خسارت به آپارتمان را بپردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]مستاجر موظف است هر گونه خسارت به آپارتمان را بپردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Where contractually specified, this protection shall extend to include delivery to destination.
[ترجمه گوگل]در صورت مشخص شدن قرارداد، این حفاظت باید شامل تحویل به مقصد نیز شود
[ترجمه ترگمان]در مواردی که طبق قرارداد مشخص شده، این حفاظت باید شامل تحویل به مقصد باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]در مواردی که طبق قرارداد مشخص شده، این حفاظت باید شامل تحویل به مقصد باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. They were contractually responsible.
[ترجمه گوگل]آنها مسئولیت قراردادی داشتند
[ترجمه ترگمان]او نا مسئول بودن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]او نا مسئول بودن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. When an employee is working without a formal employment contract, the terms of an employee handbook may be contractually binding.
[ترجمه گوگل]زمانی که کارمندی بدون قرارداد رسمی کار می کند، شرایط دفترچه راهنمای کارمند ممکن است از نظر قراردادی الزام آور باشد
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک کارمند بدون یک قرارداد استخدام رسمی کار می کند، شرایط یک راهنمای کارمند ممکن است الزام آور باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]زمانی که یک کارمند بدون یک قرارداد استخدام رسمی کار می کند، شرایط یک راهنمای کارمند ممکن است الزام آور باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. This doctrine was acceptable where two powerful companies were negotiating a contract in a free market, but contractually weaker persons suffered.
[ترجمه گوگل]این دکترین در شرایطی قابل قبول بود که دو شرکت قدرتمند در حال مذاکره برای یک قرارداد در بازار آزاد بودند، اما افراد ضعیفتر از لحاظ قراردادی متضرر شدند
[ترجمه ترگمان]این دکترین در جایی قابل قبول بود که دو شرکت قدرتمند در حال مذاکره در یک قرارداد در یک بازار آزاد بودند، اما براساس قرارداد افراد ضعیف تر از آن رنج می بردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]این دکترین در جایی قابل قبول بود که دو شرکت قدرتمند در حال مذاکره در یک قرارداد در یک بازار آزاد بودند، اما براساس قرارداد افراد ضعیف تر از آن رنج می بردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Resale price maintenance: this is a system under which manufacturers contractually control the minimum level of prices charged by retailers.
[ترجمه گوگل]نگهداری قیمت فروش مجدد: این سیستمی است که بر اساس آن تولیدکنندگان به صورت قراردادی حداقل سطح قیمت هایی را که خرده فروشان دریافت می کنند کنترل می کنند
[ترجمه ترگمان]تعمیر و نگهداری قیمت: این سیستمی است که در آن تولید کنندگان براساس قرارداد حداقل میزان قیمت هایی که خرده فروشان به آن متهم شده اند را کنترل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]تعمیر و نگهداری قیمت: این سیستمی است که در آن تولید کنندگان براساس قرارداد حداقل میزان قیمت هایی که خرده فروشان به آن متهم شده اند را کنترل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. The loss should not fall on the coal company who provided for this very risk contractually.
[ترجمه گوگل]ضرر نباید متوجه شرکت زغال سنگی شود که این ریسک را به صورت قراردادی تامین کرده است
[ترجمه ترگمان]از دست رفتن نباید روی شرکت زغال سنگ که برای این قرارداد بسیار خطرناک فراهم شده بود، بیفتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]از دست رفتن نباید روی شرکت زغال سنگ که برای این قرارداد بسیار خطرناک فراهم شده بود، بیفتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. South Park creators Matt Stone and Trey Parker are contractually obligated to produce at least one more season for Comedy Central.
[ترجمه گوگل]مت استون و تری پارکر، خالقان South Park، طبق قرارداد متعهد به تولید حداقل یک فصل دیگر برای Comedy Central هستند
[ترجمه ترگمان]سازندگان پارک ساوت مت، مت استون و تری پارکر به طور قراردادی موظف هستند تا حداقل یک فصل دیگر برای کمدی سنترال به وجود آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
[ترجمه ترگمان]سازندگان پارک ساوت مت، مت استون و تری پارکر به طور قراردادی موظف هستند تا حداقل یک فصل دیگر برای کمدی سنترال به وجود آورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید