contingent upon

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مشروط به
• منوط به
• وابسته به ( شرط یا اتفاقی )
🔸 مثال ها:
“The job offer is contingent upon passing a background check. ”
پیشنهاد شغلی مشروط به قبولی در بررسی سابقه ست.
...
[مشاهده متن کامل]

“Funding for the project is contingent upon board approval. ”
بودجه ی پروژه منوط به تأیید هیئت مدیره ست.
“The contract is contingent upon both parties signing by Friday. ”
قرارداد مشروط به امضای هر دو طرف تا جمعه ست.
🔸 نکته:
Contingent یعنی �وابسته به شرط� و upon معادل رسمی تر on هست. این عبارت توی قراردادها، پیشنهادهای شغلی، بورسیه ها و اسناد حقوقی خیلی رایجه. یعنی یه اتفاق یا توافق تا وقتی قطعی نیست که شرطش برآورده بشه. معادل غیررسمی ترش: dependent on یا subject to.

مشروط به - منوط به - وابسته به - متکی به