conjoint

/kənˈdʒɔɪnt//kənˈdʒɔɪnt/

وصل (به هم)، توام، همبسته، هم پیوند، متحد، دوتایی، دوگانه، مزدوج، مربوط,وابسته ,متحد,توام
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: conjointly (adv.), conjointness (n.)
(1) تعریف: joined together; united; associated.

(2) تعریف: of, pertaining to, or done by two or more associated persons or things.
مشابه: concerted

جمله های نمونه

1. Multi-row film cooling holes and the conjoint coolant-supply-plenum are constructed by means of unstructured meshes, and flows in all the holes are considered.
[ترجمه ترگمان]حفره های خنک کننده فیلم چند ردیفی و plenum - زنجیره های تامین پیوسته با استفاده از گره های unstructured ساخته می شوند و در تمام سوراخ ها جاری می شوند
[ترجمه گوگل]سوراخ های خنک کننده فیلم چند ردیف و خنک کننده مادون قرمز مشترک با استفاده از شبکه های غیر ساختاری ساخته می شوند و در همه سوراخ ها جریان می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Strategy adjusted need to conjoint with industrialization of telecommunication, so it's difficult and challenging certainly.
[ترجمه ترگمان]استراتژی تنظیم شده به طور پیوسته با صنعتی شدن ارتباط ارتباط دارد، بنابراین دشوار و چالش برانگیز است
[ترجمه گوگل]استراتژی نیاز به همکاری با صنعتی شدن ارتباطات مخابراتی دارد، بنابراین قطعا دشوار و چالش برانگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. AHP is the one which conjoint the determine the nature method and quantitative analysis.
[ترجمه ترگمان]AHP معیاری است که به تعیین روش طبیعت و آنالیز کمی پیوسته است
[ترجمه گوگل]AHP یکی است که متشکل از تعیین روش طبیعت و تجزیه و تحلیل کمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Objective To expatiate on the principle of conjoint analysis and discuss how to use SAS to complete the statistic analysis.
[ترجمه ترگمان]هدف به تفصیل در اصل آنالیز مزدوج و بحث در مورد چگونگی استفاده از SAS برای تکمیل تجزیه و تحلیل آماری
[ترجمه گوگل]اهداف: به تقسیم بر اصل تجزیه و تحلیل مشترک و بحث در مورد نحوه استفاده از SAS برای تکمیل تجزیه و تحلیل آماری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In addition, the application of some advanced conjoint analysis technique were also briefly introduced.
[ترجمه ترگمان]به علاوه، کاربرد برخی از تکنیک آنالیز پیوسته (پیوسته است)نیز به طور خلاصه معرفی شد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، کاربرد برخی از روش های پیشرفته تحلیل همگرا نیز به طور خلاصه معرفی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. , a conjoint professor of psychiatry at theUniversity of New South Wales, Sydney, Australia, and her colleagues conducted a study to find out.
[ترجمه ترگمان]یک استاد روان پزشکی از دانشگاه نیو ساوت ولز، سیدنی، استرالیا، و همکارانش مطالعه ای برای کشف این موضوع انجام دادند
[ترجمه گوگل]یک استاد روانپزشکی در دانشگاه نیو ساوت ولز، سیدنی، استرالیا و همکارانش یک مطالعه برای پیدا کردن آن انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Conjoint ergonomics analysis, it discussed the factors influencing infant clothing design, such as fabric, color, style, structure, pattern, baldric and so on.
[ترجمه ترگمان]در تحلیل مهندسی برگشت پذیری، عوامل موثر بر طراحی پوشاک نوزاد از جمله پارچه، رنگ، سبک، ساختار، الگو، آرایش و غیره مورد بحث و بررسی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]آنالیز ارگونومی همگرا، آن را مورد بحث عوامل موثر بر طراحی لباس نوزاد، مانند پارچه، رنگ، سبک، ساختار، الگوی، بالدار و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Where the roads interlinked and the places conjoint there's the adream world for the Road-Bridge builders.
[ترجمه ترگمان]جایی که جاده ها به هم متصل می شوند و محل هایی که به هم پیوسته است دنیای adream برای سازندگان پل جاده است
[ترجمه گوگل]جاده های ارتباطی و جاهایی که در آن جاده ها متصل است، دنیای تبلیغاتی برای سازندگان Road-Bridge وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The authors propose a method using conjoint analysis for multipart pricing.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان یک روش را با استفاده از آنالیز پیوسته برای قیمت گذاری multipart پیشنهاد می کنند
[ترجمه گوگل]نویسندگان پیشنهاد روش با استفاده از تجزیه و تحلیل متقابل برای قیمت چند بخش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Based on the conjoint analysis and the ELECTRE, the models of product platform extension decision-making for mass customization are built.
[ترجمه ترگمان]براساس آنالیز پیوسته است و the، مدل های تصمیم گیری توسعه پلت فرم محصول برای سفارشی سازی انبوه ساخته می شوند
[ترجمه گوگل]بر اساس تجزیه و تحلیل متقابل و ELECTRE، مدل تصمیم گیری توسعه پلت فرم محصول برای سفارشی سازی انبوه ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Among the analysis tools used in the marketing segmentation, the combination of cluster analysis and conjoint analysis will be the ideal method in multi dimensional marketing segmentation.
[ترجمه ترگمان]در میان ابزارهای تجزیه و تحلیل مورد استفاده در بخش بخش بندی بازاریابی، ترکیب تجزیه و تحلیل خوشه ای و آنالیز مزدوج، روش ایده آل برای بخش بندی بازاریابی چند بعدی خواهد بود
[ترجمه گوگل]در میان ابزارهای تجزیه و تحلیل مورد استفاده در تقسیم بندی بازاریابی، ترکیب تجزیه و تحلیل خوشه ای و تجزیه و تحلیل متقابل آن، روش ایده آل در بخش بندی بازاریابی چند بعدی خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Aiming at a kind of distorted image in the virtual environment, the maths relation of two relative pixels in conjoint distorted images is presented.
[ترجمه ترگمان]بررسی یک نوع تصویر تحریف شده در محیط مجازی، رابطه ریاضی دو پیکسل نسبی در تصاویر distorted پیوسته ارائه شده است
[ترجمه گوگل]با در نظر گرفتن یک تصویر منحرف شده در محیط مجازی، رابطه ریاضی دو پیکسل نسبی در تصاویر تحریف شده همپوشانی ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The perfect law is away from the custom, yet they are conjoint.
[ترجمه ترگمان]قانون کامل از عرف و رسوم دور است، با این حال، مزدوج هستند
[ترجمه گوگل]قانون کامل دور از سفارشی است، اما آنها مشترک هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. So it is necessary to study the market disciplinarian of GIP and find the conjoint point of GIP and Geo-information Market.
[ترجمه ترگمان]بنابراین لازم است که سبک بازار of را مطالعه کرده و نقطه مشترک of و بازار اطلاعات ژئونیوز را پیدا کنید
[ترجمه گوگل]بنابراین لازم است که انضباط گران بازار GIP را مطالعه کرده و نقطه مشترکی از GIP و اطلاعات جغرافیایی را پیدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[ریاضیات] متصل، پیوسته
[آمار] هم پیوند

به انگلیسی

• joint, mutual; united

ارتباط محتوایی

معانی متفرقهوصل ( به هم ) ، توام، همبسته، هم پیوند، متح ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) مشتقات : conjointly ( adv. ) , conjointness ( n. ) • ( 1 ) تعریف: joined toget ...جمله های نمونه1. Multi - row film cooling holes and the conjoint coolant - supply - plenum are constructed by means of ...بررسی تخصصی[ریاضیات] متصل، پیوسته [آمار] هم پیوندانگلیسی به انگلیسیjoint, mutual; united
معنی conjoint، مفهوم conjoint، تعریف conjoint، معرفی conjoint، conjoint چیست، conjoint یعنی چی، conjoint یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: conjoint analysis
اشتباه تایپی: زخدتخهدف
آوا: /کنجینت/
عکس conjoint : در گوگل
معنی conjoint

پیشنهاد کاربران

مشترک

conjoint child دوقلو های به هم چسبیده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما