confronted with

پیشنهاد کاربران

مواجه شدن با / روبه رو شدن با
تفاوت و نکات مهم:
• Confronted with یعنی در موقعیتی قرار گرفتن که مجبور هستی با یک مشکل، مسئله، خطر یا شرایط دشوار روبه رو شوی.
• ساختار رایج: be confronted with noun
...
[مشاهده متن کامل]

→ �با . . . مواجه شدن�
• She was confronted with a difficult decision.
→ �او با یک تصمیم دشوار مواجه شد. �
• When confronted with stress, people may use different coping strategies.
→ �وقتی افراد با استرس مواجه می شوند، ممکن است از راهبردهای مقابله ای متفاوتی استفاده کنند. �
• Confronted از فعل confront می آید؛ confront یعنی �مواجه شدن با چیزی یا روبه رو شدن با آن�، و لزوماً به معنی دعوا یا مقابلهٔ خصمانه نیست.
• با faced with بسیار نزدیک است و در بسیاری از جمله ها می توانند جای یکدیگر بیایند:
faced with a problem = با یک مشکل مواجه شدن
confronted with a problem = با یک مشکل مواجه شدن
• Confront someone یک کاربرد متفاوت دارد و یعنی با کسی مستقیماً روبه رو شدن یا او را با یک مسئله مواجه کردن.

confronted with
رو به رو شدن
رویاروی شدن
روبروی. . . بودن
برابرِ. . . . بودن
در مواجهه با این موضوع