confirmatory

/kənˈfɜːrməˌtɔːri//kənˈfɜːməˌtɔːi/

معنی: تاییدی، تقویتی
معانی دیگر: وابسته به تایید و تصدیق، راستین گرانه (confirmative هم می نویسند)

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: giving or tending to give confirmation or corroboration.
متضاد: contradictory
مشابه: affirmative, positive

جمله های نمونه

1. Referred pain and local twitch response are confirmatory signs of MTrPs.
[ترجمه گوگل]درد ارجاع شده و پاسخ انقباض موضعی نشانه های تایید کننده MTrPs هستند
[ترجمه ترگمان]درد Referred و واکنش twitch محلی نشانه تاییدی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Confirmatory test results for influenza A (H were obtained on 3 April.
[ترجمه گوگل]نتایج آزمایش تاییدی برای آنفولانزای A (H در 3 آوریل به دست آمد
[ترجمه ترگمان]نتایج آزمایش تاییدی برای آنفولانزا A (H در ۳ آوریل بدست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Confirmatory test results for influenza A (H were obtained on 7 April.
[ترجمه گوگل]نتایج آزمایش تاییدی برای آنفولانزای A (H در 7 آوریل به دست آمد
[ترجمه ترگمان]نتایج آزمایش تاییدی برای آنفولانزا A (H در ۷ آوریل بدست آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Confirmatory positive feedback: The individual receives high ratings from others, which confirm the individual's high self - ratings.
[ترجمه گوگل]بازخورد مثبت تاییدی: فرد رتبه های بالایی از دیگران دریافت می کند که خود رتبه بندی بالای فرد را تایید می کند
[ترجمه ترگمان]بازخورد مثبت تاییدی: فرد رتبه های بالا را از دیگران دریافت می کند، که درجه بندی فردی بالا را تایید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Methods: Exploratory and confirmatory factor analytic approaches were used to develop and evaluate the intra-structure of the scale.
[ترجمه گوگل]روش‌ها: از رویکردهای تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای توسعه و ارزیابی درون‌ساختار مقیاس استفاده شد
[ترجمه ترگمان]روش ها: روش های تحلیلی و عاملی تاییدی برای توسعه و ارزیابی ساختار درونی مقیاس مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. SLT is a safe and reliable confirmatory test for the diagnosis of PA with a high sensitivity and specificity.
[ترجمه گوگل]SLT یک تست تاییدی مطمئن و مطمئن برای تشخیص PA با حساسیت و ویژگی بالا است
[ترجمه ترگمان]SLT یک آزمون تاییدی قابل اطمینان و قابل اعتماد برای تشخیص PA با حساسیت و اختصاصی بالا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The confirmatory factor analysis and model comparison indicated that the three-factor structure model was optimal.
[ترجمه گوگل]تحلیل عاملی تاییدی و مقایسه مدل نشان داد که مدل ساختار سه عاملی بهینه است
[ترجمه ترگمان]تحلیل عاملی تاییدی و مقایسه مدل نشان داد که مدل ساختار سه عاملی بهینه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A confirmatory, post approval clinical trial was begun by Wyeth ( now Pfizer ) in 200
[ترجمه گوگل]یک کارآزمایی بالینی تاییدی و پس از تایید توسط Wyeth (اکنون Pfizer) در سال 200 آغاز شد
[ترجمه ترگمان]یک آزمایش بالینی تاییدی پس از تایید توسط Wyeth (اکنون فایزر)در ۲۰۰ شروع شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Confirmatory negative feedback The ratings received from others are low, and the self - ratings also are low.
[ترجمه گوگل]بازخورد منفی تاییدی رتبه‌بندی‌های دریافتی از دیگران کم است، و خود رتبه‌بندی‌ها نیز پایین هستند
[ترجمه ترگمان]بازخورد منفی تاییدی نرخ دریافت شده از دیگران پایین است و میزان خود - ratings نیز پایین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. For power cord, The client whether approved the confirmatory sample?
[ترجمه گوگل]برای کابل برق، مشتری آیا نمونه تاییدی را تایید کرده است؟
[ترجمه ترگمان]برای سیم برق، مشتری آیا این نمونه تاییدی را تایید می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Confirmatory analysis showed that this design measured up to the engineering requirement.
[ترجمه گوگل]تجزیه و تحلیل تاییدی نشان داد که این طرح مطابق با نیاز مهندسی است
[ترجمه ترگمان]تحلیل تاییدی نشان داد که این طراحی با نیاز مهندسی اندازه گیری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. All positive HIV test results, regardless of whether they are from rapid or conventional tests, must be verified by a second "confirmatory" HIV test.
[ترجمه گوگل]تمام نتایج مثبت آزمایش HIV، صرف نظر از اینکه آیا آنها از آزمایش‌های سریع یا مرسوم هستند، باید با آزمایش دوم «تأییدکننده» HIV تأیید شوند
[ترجمه ترگمان]همه نتایج مثبت تست اچ آی وی، صرف نظر از اینکه آیا آن ها از آزمایش ها سریع یا قراردادی هستند، باید با آزمایش \"تایید\" دوم \" تایید شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A high urine sodium concentration is a variable but frequent confirmatory finding in this disorder.
[ترجمه گوگل]غلظت بالای سدیم ادرار یک یافته تأییدکننده متغیر اما مکرر در این اختلال است
[ترجمه ترگمان]غلظت سدیم بالایی یک متغیر است، اما در این اختلال، یافته تاییدی مکرر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Even where such material is not incorporated by reference apparently reference may still be made to it for contextual or confirmatory purposes.
[ترجمه گوگل]حتی در مواردی که چنین مطالبی با ارجاع گنجانده نشده است، ظاهراً ممکن است همچنان برای اهداف متنی یا تأییدی به آن ارجاع داده شود
[ترجمه ترگمان]حتی در جایی که چنین موادی با مراجع ارجاع نشده اند، هنوز هم ممکن است برای اهداف متنی یا تاییدی به آن مراجعه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تاییدی (صفت)
confirmatory

تقویتی (صفت)
confirmatory

انگلیسی به انگلیسی

• serving to confirm, corroborative

پیشنهاد کاربران

بپرس