concreteness

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. They possess the concreteness of imaginative, spiritual experience rather than the concreteness of quotidian reality.
[ترجمه ترگمان]آن ها دارای concreteness تجربه ذهنی و معنوی به جای the واقعیت quotidian هستند
[ترجمه گوگل]آنها دارای خاصیت تجارب تخیلی، معنوی و نه خاصیت واقعیت کوتییدی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. On the one hand, Envisioned Future conveys concreteness -- something visible, vivid, and real.
[ترجمه ترگمان]از یک طرف، آینده envisioned - - چیزی قابل مشاهده، زنده و واقعی را منتقل می کند
[ترجمه گوگل]از سوی دیگر، آینده ای که در پیش بینی شده است، بیان خاصی را ارائه می دهد - چیزی قابل مشاهده، زنده، و واقعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When written claims are made, the concreteness and technical quality of many statements can mask limitations and inconsistencies, thus posing potential legal and ethical problems.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که ادعاهای کتبی مطرح می شوند، کیفیت فنی و فنی بسیاری از بیانیه ها می تواند محدودیت ها و ناهماهنگی را پوشش دهد، در نتیجه به مشکلات قانونی و اخلاقی بالقوه دست می زند
[ترجمه گوگل]هنگامی که ادعاهای کتبی تهیه شده است، مشخصه و کیفیت فنی بسیاری از اظهارات می تواند محدودیت ها و ناسازگاری ها را پنهان کند، بنابراین مشکلات احتمالی قانونی و اخلاقی را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Fourth, learners'psychological proximity differentiates with reference to the concreteness of target word of learning.
[ترجمه ترگمان]چهارم، نزدیکی روان شناختی آموزان با ارجاع به the کلمه هدف یادگیری تمایز قائل می شوند
[ترجمه گوگل]چهارم، نزدیکی روانشناسی یادگیرنده با ارجاع به مشروعیت هدف کلمه یادگیری متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Decisions regarding trade-offs between the concreteness of learning experiences and time constraints have to be made continually by the instructor .
[ترجمه ترگمان]تصمیمات مربوط به موازنه بین تجارب یادگیری و محدودیت های زمانی باید پیوسته توسط مربی صورت گیرد
[ترجمه گوگل]تصمیم گیری درمورد تعادل بین مشروعیت تجربیات یادگیری و محدودیت های زمانی باید به طور مداوم توسط مربی انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Now by concreteness of contents it is meant that we must know the objects of consciousness as intrinsically determinate and as the unity of distinct characteristics.
[ترجمه ترگمان]اکنون با concreteness از محتویات آن، این بدان معنی است که ما باید اشیا آگاهی را به طور ذاتی و به عنوان وحدت ویژگی های متمایز بدانیم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر، با توجه به مشخصه محتویات، به این معنی است که ما باید اشیاء آگاهی را به صورت ذاتی مشخص و به عنوان وحدت ویژگی های متمایز بدانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Objective To explore the concreteness effect of conscious and unconscious memory in the word encoding condition by PDP.
[ترجمه ترگمان]هدف بررسی اثر concreteness حافظه آگاهانه و ناخودآگاه در شرایط رمزگذاری کلمه توسط PDP
[ترجمه گوگل]هدف: برای بررسی اثر خاصیت حافظه آگاهانه و ناخودآگاه در شرایط رمزگذاری کلمه توسط PDP
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Even a verb's tense can affect its perceived concreteness.
[ترجمه ترگمان]حتی یک فعل فعل هم می تواند بر ادراک درک شده آن تاثیر بگذارد
[ترجمه گوگل]حتی یک مقدار فعل ممکن است بر روی خاصیت درکش تاثیر بگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Science does not deal with its objects of study in their full concreteness.
[ترجمه ترگمان]علم با اهداف مطالعه در دنیای کامل خود سروکار ندارد
[ترجمه گوگل]علم با اشیاء مطالعه خود را در تکالیف کامل خود مقابله نمی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The beauty of mould manifests the creativity of the main body, the vividness and concreteness of the images.
[ترجمه ترگمان]زیبایی قالب، خلاقیت جسم اصلی، شفافیت و concreteness تصویر را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]زیبایی قالب، خلاقیت اصلی بدن، خلاقیت و خاصیت تصاویر را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. This study is intended to provide a considerable measure of objectivity and concreteness to the quest for quality in translation as, well as some clues for translation quality assessment.
[ترجمه ترگمان]هدف از این مطالعه، ارائه یک مقیاس قابل توجه از بی طرفی و concreteness به تلاش برای کیفیت در ترجمه و نیز برخی از نشانه های ارزیابی کیفیت ترجمه می باشد
[ترجمه گوگل]این مطالعه در نظر گرفته شده است تا اندازه قابل توجهی از عینیت و سازگاری به تلاش برای کیفیت در ترجمه ارائه دهد، و همچنین برخی از سرنخ برای ارزیابی کیفیت ترجمه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Experiment 4 explored the effects of whether or not Yifu is inconsistent with action organs on the cognition of action organ's meaning of action verbs which were different in concreteness.
[ترجمه ترگمان]آزمایش ۴ اثرات این مساله را بررسی کرد که آیا Yifu با اندام های اکشن روی شناخت مفهوم عملکرد ارگان عمل، که در concreteness متفاوت بودند، ناسازگار است یا نه
[ترجمه گوگل]آزمایش 4 اثرات آن را بررسی کرد که آیا Yifu با ارگانهای عملکردی در شناخت عامل اعمال عمل افعال عمل متفاوت است یا خیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The method of dialectical thinking is the foundation of harmonious aesthetics, which consists of two principles: from the elevation of abstraction to concreteness, unity of history and logic.
[ترجمه ترگمان]روش تفکر دیالکتیکی، اساس زیبایی شناسی سازگاری است، که از دو اصل تشکیل شده است: از ارتقا انتزاع به concreteness، وحدت تاریخ و منطق
[ترجمه گوگل]روش تفکر دیالکتیکی پایه و اساس زیبایی شناسی هماهنگ است که شامل دو اصل از ارتفاعی انتزاع به مشخصه، یکپارچگی تاریخ و منطق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Even the term 'biodiversity' suffers from this weakness, lacking the concreteness of concepts such as sea level rise.
[ترجمه ترگمان]حتی واژه تنوع زیستی هم از این ضعف رنج می برد، فقدان مفاهیم اساسی مانند افزایش سطح دریا
[ترجمه گوگل]حتی اصطلاح 'تنوع زیستی' از این ضعف رنج می برد، و از لحاظ انسانی مفاهیم مانند افزایش سطح دریا رنج می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. If we exaggerate the absoluteness one - sidedly, ignore the concreteness and relativeity, polarization thinking is formed.
[ترجمه ترگمان]اگر ما absoluteness را مورد اغراق قرار دهیم، the و relativeity را نادیده بگیریم، تفکر قطبش شکل می گیرد
[ترجمه گوگل]اگر ما مطلقیت را به طور یکجانبه غلبه کنیم، بتدریج و نسبی را نادیده بگیریم، تفکر قطبی سازی شکل می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• tangibility, palpability, substantiality

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. They possess the concreteness of imaginative, spiritual experience rather than the concreteness ...انگلیسی به انگلیسیtangibility, palpability, substantiality
معنی concreteness، مفهوم concreteness، تعریف concreteness، معرفی concreteness، concreteness چیست، concreteness یعنی چی، concreteness یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف c، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف c، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف c
کلمه بعدی: concreter
اشتباه تایپی: زخدزقثفثدثسس
آوا: /کنکرتنس/
عکس concreteness : در گوگل

پیشنهاد کاربران

سادگی
کانل
عینیت
عینیت شفافیت ودقت
مشخص و واضح بودن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما