conciliar


شورایی، مجلسی، وابسته به مجلس یا انجمن یا شورا، مشورتی، توطئه امیز، سری
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: conciliarly (adv.)
• : تعریف: of, from, or pertaining to a council, esp. an ecclesiastical council.

معنی یا پیشنهاد شما