🔸 معادل فارسی:
حقه ی کلاه برداری / بازی فریب
در زبان محاوره ای:
کلاه برداری حرفه ای، بازی گول زننده، نقشه ی فریبنده
🔸 تعریف ها:
1. ( اصطلاحی – اجتماعی ) :
نوعی فریب یا کلاه برداری که در آن فرد کلاه بردار اعتماد قربانی را جلب می کند تا پول یا اطلاعاتی از او بگیرد
... [مشاهده متن کامل]
مثال: That whole investment scheme was just a con game.
کل اون طرح سرمایه گذاری فقط یه بازی اعتماد بود.
2. ( روان شناختی – فریبنده ) :
استفاده از جذابیت، همدلی یا داستان سرایی برای اغفال قربانی و گرفتن پول یا دارایی
مثال: He played a con game pretending to be a war veteran.
با وانمود کردن اینکه سرباز جنگه، یه بازی اعتماد راه انداخت.
3. ( قانونی – جرم ) :
نوعی جرم مالی که با فریب و سوءاستفاده از اعتماد قربانی انجام می شود، معمولاً بدون خشونت
مثال: The con game targeted elderly people with fake charity appeals.
اون بازی اعتماد افراد مسن رو با درخواست های خیریه ی جعلی هدف گرفته بود.
🔸 مترادف ها:
confidence trick – scam – hustle – swindle – fraud – deception