مخدوش
تحت الشعاع قرار گرفته
در ترجمه های علمی، "compromised" معمولاً به صورت هایی مثل:
تضعیف شده
مختل شده
دچار مشکل
غیرموثر
تحت تأثیر قرار گرفته The security of the system was compromised after the cyber attack. امنیت سیستم پس از حمله سایبری تحت تأثیر قرار گرفت.
توافقی انجام شده They reached a compromised agreement after lengthy negotiations. آن ها پس از مذاکرات طولانی به یک توافق مصالحه ای رسیدند.
... [مشاهده متن کامل]
کاهش یافته His reputation was compromised due to the scandal. شهرت او به دلیل رسوایی کاهش یافت.
به خطر افتاده The patient's health was compromised by the lack of proper care. سلامت بیمار به دلیل عدم مراقبت مناسب به خطر افتاد.
فداشده
مخاطره آمیز
{دامپزشکی و علوم دامی}
1. عدم مقاومت کافی در برابر عفونت، یا عدم توانایی برای ایجاد پاسخ ایمنی کافی، به دلیل یک دوره درمانی، به عنوان مثال، داروهای سرکوب کننده سیستم ایمنی یا عفونت، تابش، یا به دلیل یک اختلال زمینه ای، مانند سرطان خون. 2. نداشتن خون کافی برای زنده ماندن.
غرض ورزانه هم می تونه معنی بده
The evidence collected by the police was contaminated, compromised and corrupted
مدارکی که توسط پلیس جمع آوری شده آلوده، غرض ورزانه و فاسد بوده
🔸 معادل فارسی:
• به خطر افتاده | آسیب دیده
• افشا شده | در معرض نفوذ
• آلوده شده ( در بافت امنیتی یا اطلاعاتی )
• ضعیف شده | تضعیف شده
• سازش کرده ( در بافت سیاسی یا مذاکراتی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• The company’s security system was compromised in the cyberattack.
سیستم امنیتی این شرکت در حمله ی سایبری به خطر افتاد و نفوذپذیر شد.
• His personal data was compromised after the leak.
اطلاعات شخصی او پس از افشا در معرض خطر قرار گرفت.
• The patient’s immune system was compromised by the disease.
سیستم ایمنی بیمار بر اثر بیماری تضعیف شده بود.
• A compromised official may leak sensitive information.
یک مقام نفوذپذیر ممکن است اطلاعات حساس را درز دهد.
• The deal was seen as a compromised solution that satisfied no one.
این توافق به عنوان راه حلی سازشی تلقی شد که هیچ کس را راضی نکرد.
در معرض خطر، به خطر افتاده
معانیه دیگه:
سازش کردن ، مصالحه کردن، به توافق رسیدن
Compromised means weakend
مصلحت اندیش ، سازشکار، تسلیم
تضعیف شده، به خطر افتاده، بده بستان
( کامپیوتر، آی تی )
compromised computer به کامپیوتر ها و سیستم هایی میگن که توسط هکرها و مهاجم ها دستکاری شدن و برای اهداف تهاجمی و امنیتی مثل حملات ddos استفاده میشن
به هم خوردن؛ از حالت استاندارد یا قابل قبول خارج شدن
The internal geometry of the duct should not be compromised.
شکل هندسی داخل داکت نباید به هم بخورد.
آدم بی اعتبار، آدم رسوا، آدم بدنام
وجه المصالحه قرار دادن
لو رفتن
مختل شده
مصلحت اندیشانه
در خطر، آلوده شده، به خطر افتاده: در حوزه امنیت دیجیتال به سیستم هایی گفته می شود که به خاطر وجود یک نقص امنیتی در برابر یک نوع حمله آسیب پذیر هستند، و یا به یک بدافزار آلوده شده اند.
سازش دادن
Immunocompromised یعنی دارای نقص در سیستم ایمنی بدن
لطمه دیده، عدول شده، تخطی شده
لطمه خورده
به مشکل بر خورده
خدشه دار
معیوب، مشکل دار
a compromised judge
آلوده. رسوا
دارای نقص
در معرض خطر
به خطر افتاده
معیوب
خدشه دار
دارای نقص
تضعیف شده
مختل شده
سازشکار، مصالحه گر
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٢)