commuter violence

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خشونت در حمل ونقل عمومی / خشونت مسافران
• خشونت حین رفت وآمد روزانه
• درگیری یا آسیب حین سفرهای شهری
🔸 مثال ها:
• “The city has seen a spike in commuter violence on subways this year. ”
...
[مشاهده متن کامل]

امسال شهر افزایش خشونت در مترو را تجربه کرده است.
• “Authorities are trying new measures to reduce commuter violence during rush hour. ”
مقامات در تلاشند با اقدامات جدید، خشونت حین رفت وآمد روزانه را در ساعات اوج کاهش دهند.
• “Commuter violence often stems from overcrowding and stress. ”
خشونت مسافران معمولاً از ازدحام و استرس ناشی می شود.
🔸 نکته:
"Commuter violence" یعنی هرگونه رفتار خشونت آمیز ( کلامی یا فیزیکی ) که در وسایل نقلیهٔ عمومی یا حین رفت وآمد روزانه رخ می دهد؛ مثل دعوا در اتوبوس، مترو، قطار شهری یا حتی عابران پیاده ای که در مسیر رفتن به سر کار یا خانه هستند. این پدیده معمولاً به عواملی مثل ازدحام بیش از حد، تأخیر، خستگی، استرس کاری و بی صبری نسبت داده می شود و در کلان شهرها به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است. این عبارت در گزارش های خبری، جرم شناسی و جامعه شناسی شهری کاربرد دارد.